جواب یک دوست در مورد سن ازدواج شما هم در قسمت نظرات نظر خود را بگویید.
نظرات ()salam man etemad be nafsam paeene va mikham taghvyatesh konam chi kar
konam
با سلم روش های زیادی وجود دارد کتاب مثبت درمانی توراندخت تمدن را مطالعه کنید
نظرات ()سلام من دختری 24 ساله هستم من نامزد دارم ولی هیچ وقت در روابط جنسی خود ارضا نمیشوم و تحمل این موضوع برایم سخت است لازم ب ذکر است که به علت مشکلاتی که داریم دیربه دیر رابطه برقرار میکنیم ومن هنوز باکره هستم چکار کنم که لذت ببرم؟
با سلام برای حل مشکل تان حتما پیش ی روانشناس برید تا راه های درست نزدیکی را به شوهرتان آموزش دهد شاید شوهر شما روش های مناسب را بلد نیست بهتره شما هم خواسته هاتونو به شوهرتون بگید و این که چطور بیشتر ارضا میشید.ولی مشاوره حضوری هر دو شما کمک بسیار میکند موفق باشید
نظرات ()باسلام و خسته نباشید
من حدود 6 ماه ازدواج کردم و 4 ماهه باردارم شوهرم از اینکه من باردارشدم ناراحت بود و اصرار داشت بچه را سقط کنیم ولی من مخالفت کردم حالا نسبت به من خیلی بی تفاوت شده اصلا با من هیچ رابطه ای برقرار نمی کنه وقتی هم من از اومی خواهم کاملا سرد عمل می کنه بهانه میاره میگه اعصابم خرده ویا بعدا امروز نمی شه البته دلیل اینکه من با سقط بچه مخالف بودم سن بالای خودم و شوهرم بود 30و 46 سال لطفا کمکم کنید چون دچار افسردگی شدیدی شدم وبه علت بارداریم نمی توانم دارو مصرف کنم و رفتارهای شوهرم نیز بیشتر باعث تشدید بیماریم می شود .
با سلام در تماو مشاوره های خانواده به این اشاره شده که بارداری با رضایت دو طرف باشد تا مشکلاتی پیش نیایید مگر که به صورت ناخواسته بوده باشد . بهترین راهکار اینه که شوهر تونو پیش ی روانشنس ببرید تا در این زمینه صحبت های لازم انجام شود
نظرات ()با سلام متاسف شما به عنوان مادر چرا دیر متوجه شدید و علت این همه و دروغ چیه؟ البته هنوز دیر نشده به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید تا پایه این مشکل حل شود تا مسائل دیگه زندگیشو فرانگیره موفق باشید
نظرات ()
سلام دوست عزیز شخصیت افراد با هم بسیاز متفاوت بعضی از افراد نمیتونن دوستاشتنو اونطوری که فکر می کنین نشون بدن و تقصیر خودشون هم نیست جون اینطوری تربیت شدن بهترین راه برای این افراد صحبت کردنه بگین بهش چی دوس دارین ؟ جطور دوس داری باشی ؟ امکان دارد تا حدودی تغییر کند ولی باز هم شاید به میزانی که شما میخواید نرسد بهتر است خودتون هم بهش به خصوصیاتشان نزذیک شوید و درکشان کنید .
نظرات ()سلام،من حدود 2 ساله که ازدواج کرده ام. شوهرم مرد بسیار خوبی است.اما ایراد بزرگش که باعث شده
من احساس کنم بهش علاقه ندارم و نمی تونم به عنوان یک مرد بهش تکیه کنم سادگی بیش ازحدشه،
طوری که من فکر می کنم هنوز نوجوان 15 ساله است. خیلی بچه گانه به همه چیز نگاه می کنه بااینکه
29 سال سن داره. من باهاش یک سال اختلاف سنی دارم.
من خیلی نسبت بهش سرد و بیعلاقم .خواهش می کنم به من کمک کنید.
پاسخ در ادامه مطلب
نظرات ()خیلی وقت پیش درسی درمورد ازدواج می دادم. در آخر کلاس پرسیدم، "جالب نبود اگر همه به خانه که برمی گشتیم دو کار می کردیم: یکی اینکه از همسرمان می پرسیدیم چطور می توانستیم همسر بهتری برای او باشیم و دوم اینکه به حرفهایش گوش می دادیم."
بعد از آن جلسه به خانه برگشتم و مشغول خوردن صبحانه شدم. همسرم، سوزان، درمورد آن جلسه درس سوال کرد و بین لقمه های غذایی که دهانم می گذاشتم با ایما و اشاره به او نشان دادم که جلسه خوب پیش رفت.
او پرسید، "توی کلاس چی گفتی؟". یک قاشق دیگر از صبحانه ام را دهان گذاشتم و جواب دادم، "به آنها گفتم که بروند خانه و از همسراشان بپرسند چطور می توانند شوهر بهتری برای آنها باشند و بعد به نظرات آنها خوب گوش کنند." و خندیدم. یک جرعه آب پرتقال خوردم و ادامه دادم، "شرط می بندم خیلی از آنها مکالمات جالبی الان با همسرانشان دارند."
سورزان به سمت کانتر آشپزخانه آمد و حین اینکه من صبحانه ام را می خوردم ساکت بود. بعد از چند دقیقه گفت، "آیا واقعاً دوست داری بدانی؟"
من پرسیدم، "چیو؟"
او جواب داد، "اینکه چطور می توانی شوهر بهتری برای من باشید. تو خودت هم حتماً می خواهی توصیه خودت را دنبال کنی، مگه نمی خواهی؟"
یکدفعه اشتهایم را از دست دادم. نان تستم را گذاشتم روی میز و او شروع کرد.
می گفت رفتار خاصی از من نیست که او را نگران کرده باشد اما می خواهد درمورد رفتارهایی صحبت کند که عمیقاً رابطه زناشوییمان را بهبود می بخشد.
صحبت هایمان حدود یک ساعت طول کشید تا اینکه تلفن زنگ زد. سوزان تلفن را جواب داد و یکی دو دقیقه با آن صحبت کرد و بعد تلفن را قطع کرد.
من پرسیدم، "کی بود؟"
جواب داد، "برادر سامان بود. گفت برای بردن تو سر کلاس کمی دیرتر می آید."
سوزان از آشپزخانه بیرون رفت و گفت، "می گفت او و خانمش داشتند با هم صحبت می کردند. درمورد همان چیزی که در جلسه امروز صبح گفته بودی."
بعنوان زن و شوهر قدر همدیگر را می شناسید؟ اکثر ما فقط آنقدر روی طرف مقابلمان شناخت پیدا می کنیم که تصمیم به ازدواج با او بگیریم. اما از آن به بعد چه چیزهای تازه ای درمورد هم یاد می گیریم؟ با گذشت زمان افراد و ازدواج ها تغییر می کند.
خیلی از زن و شوهرها خیلی تعجب می کنند وقتی می فهمند که هنوز هم چیزهایی هست که درمورد همدیگر بفهمند، حتی بعد از گذشت چندین سال از ازدواجشان. خیلی ها به اشتباه تصور می کنند که چون در یک خانه با هم زندگی می کنند، اتوماتیک وار روی هم شناخت پیدا می کنند. خیلی های دیگر هم فکر می کنند که هر دوی آنها یک دیدگاه یکسان نسبت به ازدواج دارند—یعنی از زمان ازدواجشان تا آن زمان آنها یکی شده اند، درست مثل هم فکر می کنند، علایق یکسانی دارند، و به یک اندازه از رابطه شان لذت می برند. و بعضی های دیگر به اشتباه فکر می کنند که چون همدیگر را دوست دارند، همیشه می دانند که آن یکی به چه چیز فکر می کند و چه احساسی دارد پس دیگر نیازی به ابراز افکار و احساساتشان نیست.
دلیل آن هرچه که باشد، در بیشتر ازدواج ها گفتگو کمتر پیش می آید.
الدر براون نوشته است، "وقتی عشق عمیق و بالغ وجود داشته باشد، که از آن به خوبی مراقبت می شود، زوج به هم اعتماد می کنند و درمورد همه علایق مشترکشان با هم حرف می زنند—و در ازدواج همه چیز باید علایق مشترک باشد-آنها با هم در برابر مشکلات می ایستند، به هم تکیه می کنند، از هم محافظت می کنند، و به هم نیرو می دهند. آنها می فهمند که این قدرت مشترکشان دوبرابر قدرت هرکدام از آنها به تنهایی است."
برای کمک به متعهد کردن ازدواجتان، می توانید تمرین زیر را درکنار هم امتحان کنید. وقت کافی برای اینکار درنظر بگیرید و سعی کنید که در خلال کار هیچ چیز حواستان را پرت نکند. البته می توانید این تمرین را به چند جلسه تقسیم کنید و در هر جلسه روی دو تا سه مورد از گفته ها کار کنید.
اول، تک تک جواب این نوشته ها را بنویسید. بعد ورق هایتان را با هم عوض کنید و درمورد آنچه نوشته اید با هم صحبت کنید. سعی نکنید همزمان نوشته هایتان را بررسی کنید. وقتی یکی از شما نوشته دیگری را می خواند و درمورد آن حرف می زند، آن دیگری باید خوب گوش کند و درصورت نیاز سوال بپرسد. بعد جایتان را عوض کنید.
نوشته های زیر را کامل کنید:
1. در ازدواجمان، حس می کنم دوستم داری وقتی ......
2. در ازدواجمان، حس می کنم از من تقدیر کردی وقتی .......
3. در ازدواجمان، خوشحال ترینم وقتی ........
4. در ازدواجمان، ناراحت ترینم وقتی ...........
5. در ازدواجمان، عصبانی ترینم وقتی ..........
6. در ازدواجمان، دلم بیشتر و بیشتر می خواهد وقتی .........
7. در ازدواجمان، کمتر و کمتر می خواهم وقتی ...........
8. در ازدواجمان، احساس دست و پا چلفتی بودن می کنم وقتی .......
9. در ازدواجمان، راحت نیستم وقتی ...........
10. در ازدواجمان، خیلی هیجان زده می شوم وقتی ..........
11. در ازدواجمان، به تو احساس نزدیکی می کنم وقتی .................
12. در ازدواجمان، از تو احساس دوری می کنم وقتی ...........
13. در ازدواجمان، بیشتر از همیشه می ترسم وقتی ...........
14. بزرگترین نگرانی و ترس من در ازدواجمان .......
15. چیزی که خیلی درمورد خودم دوست دارم........
16. چیزی که اصلاً درمورد خودم دوست ندارم ...............
17. بزرگترین چیزی که سر آن با تو مشکل دارم .......
18. احساسی که راحت تر از بقیه احساس ها می توانم با تو درمیان بگذارم ......
19. زندگی زناشوییمان خیلی خیلی بهتر می شود اگر کمی تلاش کنیم که ..........
20. مهمترین چیزی که در ازدواجمان نیاز به توجه فوری دارد ........
21. بهترین چیز درمورد ازدواجمان این است که .......
نظرات ()خواستگاری و مراحل قبل از ازدواج یکی از لذت بخش ترین مراحل زندگی به شمار می رود. اما، بعد از اتمام آن شور و شوق اولیه، اضطراب پدیدار می شود. این اضطراب می تواند آنقدر رشد کند که بعد از ازدواج هم ادامه پیدا کند. براساس آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها،در کشورهای غربی بیست درصد از ازدواج ها بعد از 5 سال به طلاق ختم می شوند. فردی که قصد ازدواج دارد باید به خوبی با مسئله ازدواج کنار آمده باشد و اگر بخواهد که جزئی از این آمار نباشد باید بر این اضطراب غلبه کند.
آنهایی که نتوانستند با آن اضطراب و ترس ازدواج کنار بیایند تا مرحله پارانوئید شدن پیش می روند. خیلی ها بیشتر از اینکه به عشق و محبت درون ازدواج فکر کنند به طلاق احتمالی و رنج و عذاب ناشی از آن فکر می کنند. مخصوصاً مردان مجرد به دلایل مختلف هیچ عجله ای برای ازدواج ندارند. 5 مورداز آن دلایل عبارتند از:
1) امکان رابطه جنسی بدون تعهد
2) امکان داشن همسر بدون ازدواج قراردادی
3) جلوگیری از خطر و هزینه های طلاق
4) تمایل به صبر کردن قبل از بچه دار شدن
5) این واقعیت که ازدواج نیاز به تغییر و سازش دارد
چند نفر از ما، به استثنای زمانیکه نفع شخصیمان در آن باشد، از روی میل باطنی این تغییر را می پذیریم یا برای سازش آمادگی داریم؟ نه خیلی، حداقل برای مردان مجرد زیر 35 سال خیر. دقت کنید که چطور این دلایل همه به سه تمایل اصلی در روابط کنونی تمرکز دارد: یعنی پول، رابطه جنسی و سازش.
شکست در روبه رو شدن با این سه عنصر تا حد مطلوب به خاطر خود رابطه ایجاد نمی شود بلکه با آن تشدید می شود. زمینه مواجه شدن با این عناصر با نیروهای نامرئی کنترل می شوند که از همان روز اول آشنایی وجود دارند—نیروهایی که راه و مسیر را به دو نفری که تصادفاً به سمت هم کشیده شده اند نشان می دهد و خصوصیات و ویژگی های مشخص فردی آنها را می پوشاند. این نیروها بسیار قوی بوده و در فرهنگ، ارزش ها، شخصیت، روحیه و درک ما جا باز کرده است و بطور مداوم با تجربیات و الهامات درونی ما تغییر می کنند. این نیروها رویکرد ما به زندگی را دیکته می کند و در زمان بحران، به وضوح هر چه تمامتر خود را نشان می دهند.
میل به تحت تاثیر قرار دادن
همه می توانند با یک زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما شخصیت و ارزش واقعی یک فرد زمانی جلوه می کند که استرس و آشفتگی در زندگی او ایجاد شود. دلیل اصلی این هویت دوگانه به این میل ما برمی گردد که از یک طرف دوست داریم خودمان باشیم و همچنین دوست داریم دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. به همین خاطر نمی توانیم هیچوقت خودِ واقعیمان را آشکار کنیم. به همین دلیل، هرچه زمان آرامشمان در رابطه طولانی تر باشد، احتمال کمتری وجود دارد که بتوانیم وجودِ حقیقی طرفمان را بشناسیم. این به آن دلیل است که در ابتدای رابطه ترجیح می دهیم نیازها و انتظارات دیگران که برایمان مهم هستند را منعکس کنیم تا جاییکه مجبور شویم خودی واقعیمان را نشانشان دهیم.
درنتیجه، هر رابطه جدیدی براساس یک دروغگویی بین دو غریبه که به سختی چیزی هستند که نشان می دهند برای راضی کردن طرف مقابلشان ایجاد می شود. به همین دلیل است که بعد از ازدواج یا بعد از سالها زندگی با هم دو طرف کاملاً افرادی متفاوت می شوند. یک ضرب المثل می گوید که مردها با این امید با زنها ازدواج می کنند که تا آخر همانطور بمانند درحالیکه زنها با این آرزو ازدواج می کنند که بتوانند بلافاصله بعد از ازدواج شوهرانشان را تغییر دهند! از همان روز ازدواج این طریقه از جانب هر دو طرف پیش گرفته می شود اما هر دو طرف مراقب هستند که طرف مقابل چیزی در این مورد متوجه نشود. فقط با گذشت زمان و رو شدن شخصیت طرف مقابل مخصوصاً وقتی که از اهداف شخصیشان دلسرد شده باشند، مشخص می شود.
بعد از ازدواج روزی پر استرس و مشکل ساز می رسد و چیزهای جدید درمورد شخصیت همسر فاش می شود، مخصوصاً نقاط منفی. فقط زمان لازم است تا این نیروهای نامرئی خود را نشان دهند. سالها بعد از ازدواج وقتی که زوج با هم مثل دو غریبه بودند تعحب می کنند که قدری کم از همدیگر می دانند. پس این جمله کلیشه ای که" زنم/شوهرم من را درک نمی کند" درمقابل آن درک عالی که دو طرف احساس می کردند در دوران نامزدی دارند، به نظر عجیب می رسد.
دلایل
کسانیکه برای اولین بار ازدواج می کنند ممکن است کمی درمورد تغییراتی که از مجرد بودن به عضوی از یک زوج بودن باید داشته باشند احساس نگرانی کنند. این یعنی باید کمی از استقلال خود بگذرند و تمایلات و نیازهای فردی دیگر را هم در نظر بگیرند.
کسی که قبلاً ازدواج کرده است هم درمورد شکست سابق خود احساس نگرانی خواهد کرد. مردها و زنان مطلقه کمی از ازدواج دوباره می ترسند چون می ترسند که همان مشکلات باز ازدواجشان را ویران کند.
تاثیرات
اضطراب قبل از ازدواج می تواند مشکلاتی بین زوج ها تا زمان ازدواج ایجاد کند. فردی که احساس اضطراب می کند بسیار حساس و آسیب پذیر می شود. طرف مقابل او ممکن است این احساس را درک نکند و همین مسئله منجر به جنگ و جدال بین آنها شود و ایجاد رنجش کند. همچنین اگر این جدال ها حاد شود که قابل حل نباشند، می تواند موجب برهم خوردن رابطه آنها شود.
چارچوب زمانی
چارچوب زمانی اضطراب قبل از ازدواج کنار آمدن با آن را دشوار می کند چون دوره آماده سازی ازدواج مشکلات و استرس های خاص خود را دارد. اکثر زوج ها کاملاً درگیر برنامه ریزی های عروسی و ماه عسلشان می شوند. آنقدر مشکلات و مسائل مالی و خانوادگی پیش می آید که باید آنها را هم در برنامه ریزی ها مد نظر قرار دهند. این مسائل اضطراب قبل از ازدواج را تشدید می کند چون فرد مضطرب هیچوقت فرصت استراحت کامل و کنار آمدن با مشکلاتش را پیدا نمی کند.
علائم
اضطراب می تواند علائم فیزیکی و احساسی مختلف داشته باشد. این علائم شامل مشکل در خوابیدن، تمرکز کردن و غذا خوردن می شود. فرد مضطرب معمولاً تند نفس می کشد و ضربان قلبش بالا است. همچنین احساس سرگیجه و حالت تهوع دارد. ممکن است بدون هیچ دلیلی از دیگران عصبانی شود و از نظر احساسی و اجتماعی احساس طردشدگی داشته باشد. این مسئله در دوران قبل از ازدواج که تاثیرات احساسی می تواند دو نفر را از هم جدا کند، بدتر می شود.
درمان
هیچ راهی برای جلوگیری کامل از اضطراب قبل از ازدواج نیست چون این اضطراب ها معمولاً براساس نگرانی هایی منطقی ایجاد می شود. ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد می کند و ایجاد اضطراب و ترس کاملاً طبیعی است. این اضطراب ها بهتر است به محض وقوع درمان شوند. انجمن ازدواج و خانواده امریکا توصیه می کند که قبل از ازدواج زوج ها حتماً نزد مشاوره قبل از ازدواج بروند. این مشاوره ها معمولاً پنج تا هفت جلسه هستند که در طول آن زوج ها می توانند امیدها، ترس ها و اهدفشان را بیان می کنند. مشاور بعنوان یک شخص سوم زوج را در مشکلاتشان راهنمایی می کند و به آنها برای رسیدن به یک راه حل رضایتمندانه کمک میکند.
اگر اضطراب فرد طوری باشد که لازم باشد به تنهایی روی آن کار شود، هر کدام از افراد می توانند به تنهایی با مشاور حرف بزنند.
نظرات ()سئول من در مورد یکی از آشنایان می باشه که من کمک چندانی بهش نتونستم بکنم و موضوع از این قراره که این دوست من دختری داره 9 ساله متاسفانه برحسب اتفاق در منزل یکی از اقوام دخترک سی دی رو برداشته و به حساب کارتون اون رو داخل دستگاه پخش میزاره گویا فیلم پورنو بوده و خلاصه این که اون اتفاقی که نباید بیوفته. میوفته . حالا سئوال من اینه که پدر مادر این دختر بچه چه برخوردی باید با این مسئله داشته باشن و برای پاک کردن اثرات سو این مورد چه راهکاری رو پیشنهاد میکنید. متشکرم
سلام دوست عزیز :
بهترین عما این است که بیتجهی کنن چون تنبیه در مورد این قضیه باعث می شود بچه کنکاویش بیشتر شود و اگر سوالهایی پرسیده شد بهتر است واقعیت را بگویید و با گفتن کلمات زشته کاری نکنید که او را به طرف پیدا کردن سوالش خودش بود .
نظرات ()باور کردن خود یکی از اولین قدم ها به سمت موفقیت است. اگر به خودتان اعتماد نداشته باشید، موفق شدن در کارها خیلی سخت می شود.
مراحل
1. یک شعار برای خود انتخاب کنید و هر روز آنرا برای خودتان تکرار کنید.
2. یاد بگیرید که نظر شما تنها نظری است که اهمیت دارد. افکار و نظرات بی اهمیت دیگران را کنار بگذارید. فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خود آشکار کنید.
3. در محل کار، مدرسه یا خانه نظرات خود را بیان کنید. وقتی در ارتباطات خود با دیگران مطیع و سلطه پذیر نباشید آنوقت به خود و نظراتتان اعتماد و اطمینان پیدا می کنید.
4. همه چیز را امتحان کنید حتی اگر ندایی در ذهنتان بگوید که ممکن نیست. حتی کوچکترین پیروزی ها می تواند به شما اعتبار ببخشد و باعث شود دفعه بعدی که با یک مشکل یا هدف روبه رو شدید بیشتر به خودتان اعتماد کنید.
5. رفتارهای دفاعی را کنار بگذارید. وقتی به خودتان می گویید که نمی توانید به یک هدف خاص در زندگیتان برسید، قبل ازاینکه حتی تلاشی کرده باشید اجازه می دهید که شکست بخورید. پس این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه متضاد این را به خودتان دیکته کنید.
6. دور و برتان را با افرادی پر کنید که تحسینشان می کنید. وقتی با کسانی هستید که افراد موفقی هستند بیشتر می توانید خودتان را باور کنید. از این افراد کمک بخواهید تا به شما نشان دهند که چطور برای رسیدن به اهدافشان تلاش کرده اند.
7. برای خودتان هدف تعیین کنید. وقتی هدف داشته باشید کنترل در دستان شماست.
8. باید تشخیص دهید که چه موقع به هدفتان می رسید تا به بالا بردن اعتماد به نفستان کمک کند.
9. دلیل شکستتان را پیدا کنید. برای هر کسی پیش می آید که نتواند به هدفی دست پیدا کند اما اگر از شکست هایتان درس بگیرید احتمال موفقیتتان بیشتر می شود.
10. برای قضاوت درمورد موفقیتتان انتظارات واقع بینانه داشته باشید. قبل از اینکه برای دویدن آمادگی جسمانی لازم را پیدا نکرده باشید نباید از خودتان توقع داشته باشید که بتوانید 4 کیلومتر را بدوید.
11. به انتقادات گوش دهید اما اجازه ندهید متقاعدتان کند که کمتر از آن چیزی هستید که واقعا هستید. بعضی منتقدان برای بزرگ تر جلوه دادن خودشان دوست دارند شما را خرد کنند اما خیلی های دیگر هم هستند که توصیه های انتقادی بسیار خوب در اختیارتان می گذارند که به کمک آن می تواند خودتان را ارتقاء دهید.
12. وقت و انرژیتان را به دیگران اختصاص دهید. وقتی اینکار را می کنید، فیدبک مثبت از طرف مقابل دریافت می کنید و احترام آنها را به دست می آورید. با این روش خودتان هم کم کم احترام بیشتری برای خودتان قائل خواهید شد.
13. خودتان را باور کنید تا بهترین باشید.
نکات
· اجازه ندهید دیگران اعتماد به نفستان را پایین بیاورند.
· اگر کسی به شما گفت که فلان کار را نمی توانید بکنید، حرفش را باور نکنید.
· نقاط منفیتان را مثل هدف تیراندازی بدانید و تا می توانید به سمت آنها تیر شلیک کنید. این باعث می شود اعتماد به نفستان بالا رود.
هشدارها
· قبل از اینکه خودتان را باور کنید باید خودتان را بشناسید. باید بدانید که چه چیز برای شما بهتر عمل میکند.
· اگر می خواهید به خودتان ایمان پیدا کنید باید خوب با زیر و بم شخصیتتان آشنا شوید.
نظرات ()در سراسر دنیا، جنگی سرد در همه خانواده ها ادامه دارد. افراد کمی درمورد آن حرف می زنند و اکثریت سعی می نمایند آن را پنهان کنند تا دیگران فکر کنند که آنها زندگی رویایی دارند و همه چیز برایشان خوب و آرام است. اما مردها و زن ها و بچه هایی هستند که حتی در خانه خودشان هم می ترسند. دلیل این ترس می تواند متفاوت باشد. شاید بابا و مامان مدام مشروب می خورند و بعد شروع به اذیت و آزار جسمی و احساسی می کنند. شاید مامان و بابا از پسر نوجوانشان که تمام رفتارهایش غیرقابل پیش بینی است واهمه دارند. شاید زنی به محض اینکه شوهرش در شیشه مشروب را باز می کند از او می ترسد چون می داند که آن شب دیگر چیزی جز بحث و دعوا باقی نمی ماند. در همه موقعیت ها عدم تعادل قدرت که دلیل همه خشونت های خانگی است وجود دارد. برای آندسته از ما که چنین موقعیت هایی برایشان پیش نمی آید فهمیدن اینکه چرا کسی که در چنین موقعیتی گرفتار می شود آن خانه را ترک نمی کند، خیلی سخت است. بچه ها را برداشته و خانه را ترک کند؟ نه. متاسفانه، همیشه همه چیز به همین سادگی نیست.
برای خیلی از این افراد، مشکلات تازمانیکه پای اعتیاد به موادمخدر یا مشروب وسط کشیده نشود خود را نشان نمی دهد. این افراد صبر می کنند، به امید اینکه همسرشان که عاشقانه دوستش دارند دیگر به دنبال این چیزها نرود صبر می کنند. شاید چند هفته یا چند ماه بتوانند ترک کنند اما یک شب، امنیت خانواده شان را می شکنند و دوباره به سمت آنچه که نباید کشیده می شوند. نتیجه آن چیزی جز رگبار حرفها یا رفتارهای خشونت آمیز نخواهد بود. اعضای این خانواده که ترسیده اند حرکت هایشان دور و بر آن شخص مثل ربات شده است و هرکاری که از دستشان برآید را برای دور ماندن از او انجام می دهند. و روز بعد باز روزی دیگر خواهد بود.
خانواده های دیگر هم به خاطر دمدمی مزاج بودن و عصبانیت فردی از خانواده که دوستش دارند این احساس ترس را تجربه می کنند. همه چیز خوب است تا زمانیکه این فرد از چیزی ناراحت و عصبانی می شود آنوقت بقیه اعضای خانواده در خانه خودشان می ترسند. اوضاع طوری تمام می شود که برای روزهایی که حال این عضو خانواده خوب است و عصبانی نیست شکرگذار خداوند می شوند و روزهای بداخلاقیش را هم در سکوت تحمل می کنند. همچنین باور دارند که چون این آدم 90 درصد از زمان ها فردی بسیار خوب و پرتلاش است هیچ اشکالی ندارد اگر 10 درصد از اوقات با اخلاق های منفی او کنار بیایند و این ارزشش را دارد. از این گذشته، افراد کمی هستند که در ظاهر آن عضو خانواده را عصبانی می بینند پس اشکالی ندارد چون آنها از قضاوت دیگران هم می ترسند و خجالت می کشند. بچه ها، زن ها و شوهرهایی که در طرف دیگر آن عضو بداخلاق و عصبانی خانواده هستند، تصور می کنند که بخشی از تقصیر و مسئولیت قضیه بر گردن آنهاست. آنها نگران این هستند که بقیه فکر کنند که اگر بخواهند از این وضعیت ایراد و اشکال بگیرند شکرگذار نبوده اند. به همین خاطر هیچوقت شکایتی نمی کنند. همچنین احساسی، یعنی اینکه در خانه خودتان هم بترسید، شبیه به این است که در یک زندان باشید و استرس حکم دادگاه، درد و عذاب و زیادی برایتان می آورد.
دلیل دیگری که این افراد آن خانه را ترک نمی کنند یا درخواست طلاق نمی دهند این است که چون نمی فهمند که راه دیگری هم برای زندگی کردن وجود دارد. مشاورین ازدواج اعتقاد دارند که اکثر زوج هایی که یکی از آنها رفتارهای محرک دارد که موجب ترس همسر و فرزندان خود می شود، خود چنین کودکی را پشت سر گذاشته است. شاید فکر کنید که اگر کسی کودکیش اینطور گذشته باشد وقتی بزرگ می شود باید کاری کند که دیگر از چنین موقعیت هایی دور بماند اما خلاف آن واقعیت دارد. آنها فکر می کنند که والدین یا همسر عصبانی و بدزبان کاملاً نرمال و طبیعی است و انتظار دارند که دیگران هم مثل آنها با همان ترس ها زندگی کنند.
جنبه دیگری که این افراد را تحت تاثیر قرار می دهد که در همان خانه به زندگی خود ادامه دهند حس روزمرگی و عادت است. آنها در رابطه شان احساس روزمرگی وعادت می کنند. زن های زیادی که در خانه می مانند و از به هایشان مراقبت می کنند دلشان نمی خواهد که مجبور شوند دنبال کار بگردند و امنیت فرزندانشان را به خطر بیندازند. آنها نگران جای زندگی کردن هستند و فکر میکنند در طلاق حق و حقوق خوبی به آنها تعلق نمی گیرد. به خاطر همین می مانند، تحمل می کنند، و به دقت برای جدایی در آینده ای که بچه هایشان دیگر سروسامان گرفتند و دیگر مجبور به مراقبت از آنها نبودند برنامه ریزی می کنند. علاوه بر این آنها می ترسند که با عنوان کردن قصدشان برای جدایی جا و جنجال بیشتری به راه بیفتد به خاطر همین جلو زبانشان را می گیرند. حرف زدن با دوستان و اعضای خانواده هم باعث می شود احساس کنند که دیگران فکر می کنند آنها در ازدواجشان شکست خورده اند به خاطر همین باز هم جلوی زبانشان را می گیرند.
ترسیدن در خانه خودتان مشکل دنیای مدرن نیست. سالیان سال است که زوج ها و خانواده تحت ظلم یک نفر در خانواده هستند که شخصیتی دوگانه دارد. این فرد جلوی دیگران فردی کاملاً منطقی و مثبت است اما وقتی عصبانی است، مست است یا هر چیز دیگری، کسانیکه دوستش دارند را مورد آزار و اذیت قرار می دهد.
واقعیت این است که همین فرد است که مشکل دارد. ماندن و تحمل کردن فقط باعث می شود که قربانی شوید. درست است که همه افراد ظرفیت های عصبی و اخلاقی متفاوت دارند. بخشی از قرار گرفتن در یک رابطه این است که یاد بگیرید بتوانید کنار هم زندگی کنید و به شخصیت ها و اخلاق همدیگر احترام بگذارید. اما این نباید موجب ترس شود. کنار آمدن با همدیگر، کنترل استرس و مسئولیت ها و همچنین احترام متقابل نباید منجر به ترس شود. اگر اینطور شود، تعادل رابطه برهم می خورد و نیاز به مشاوره و روانشناسی است.
خانواده های زیادی مثل این شروع نمی کنند اما نشانه ها و علائم این مشکل مثل یک مار نیست که بخزد و بیاید نیشتان بزند. این شمایید که باید آنها را ببینید. به نشانه هایی مثل عصبانیت های بیش از اندازه، اعتیاد به موادمخدر یا مشروب و همچنین مشکلات مربوط به استرس و اخلاق دقت کنید. همچنین باید ببینید همسرتان وقتی بچه بود در چه خانواده ای بزرگ شده بود تا بفهمید که خانواده نرمال از نظرش چه معنا و مفهومی دارد. در هر حالتی که باشد شما نباید در خانه خودتان حتی برای لحظه ای احساس ترس کنید. شما دربرابر خودتان و دیگرانی که دوستشان دارید مسئولیت دارید. زندگی کوتاهتر از این است که بخواهید همه آن را اینطور بگذرانید.
نظرات ()چندی است که در بخش مشاوره وبلاگ با خانم محترمی آشنا شدم که قصد جدایی از همرشان را داشتند. بعد از مقداری صحبت و گفتگو به صورت ایمیل، برخی ویژگی های را که در زیر ذکر می کنم در رفتار این دو زوج به وفور دیده می شد.
امیدورام این راهنمایی باشد برای شما دوستان گرامی تا زندگی موفق و مویدی داشته باشید.…
زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه میشوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول میتواند به شما کمک کند که مانع بروز آنها شوید.
1- به دوران پس از ازدواج فکر نمیکنید.
بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می شوند که متوجه نمی شوند در گیر چه مسایلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچار هستید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن -از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان- لذت ببرید ، اما تمام مدت تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
شما به این دلیل با همسر خود ازواج کرده اید که دوستش داشتید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید.
2- سعی میکنید همسرتان را تغییر دهید.
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرزی چشمگیر تغییر نمی کنند پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی که با دیگران دارد و نه علی رغم آنها، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می کند.
3- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز میکنید.
اگر تا این لحظه به رابطه ی شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود بخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می کند ، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است.
4- در مشاجرات اجازه میدهید احساسات شما پیروز شوند.
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی کند. گفت و گوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید ، زندگی تان را به مخاطره می اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است – از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش های درمانی – انجام دهید.
زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.
5- از بحث های سنگین اجتناب میکنید.
هیچ کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه های ممکن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده اید، چاره ای جز صحبت درباه این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نا دیده نگیرید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.
ازدواج
6- بر سر مسایلی بیهوده دعوا میکنید.
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می کند – از باز گذاشتن سر خمیر دندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در- که در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسایل مهم تری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانید.
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.
7- حسادت میورزید.
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.
8- مثل دوران تجرد خود رفتار میکنید.
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بوده اید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می دانید درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد.
9- غرور را به زندگی مشترک خود راه میدهید.
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد. او اجازه می دهد غرور و روش های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کنید و رابطه شما به نتیجه برسد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.
10- اوقات بسیار کمی را در کنار یکدیگر سپری میکنید.
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.
نظرات ()
بسیاری از کارشناسان بهداشت خانواده معتقدند، پیشگیری از بروز بیماریها در سنین بالاتر، رابطه مستقیم با رشد آگاهی افراد در سنین پایینتر دارد و شروع آموزشها در سنین مدرسه به عنوان راهبردی کارآمد در پیشگیری از بیماریها و اختلالات زنانه بهشمار میآید.
این در حالی است که به گفته کارشناسان، آمارهای موجود نشانگر آن است که میزان آشنایی با بسیاری از بیماریهای رفتاری در بین زنان حتی قشر تحصیلکرده پایین است.
پروفسور پرویز هنجنی، فوقتخصص انکولوژی، چند روز قبل در دومین کنگره بینالمللی سرطانهای زنان، نبود آموزش در مدارس و آموزشگاهها را ناشی از تعصبات آموزشی اعلام کرد که به نوعی به ناآگاهی افراد و گسترش این بیماریها دامن زده است
وی با اشاره به اینکه هزینه آموزش پایینتر از درمان است تاکید کرد: هزینه یک دوره درمان ساده برای سرطان سینه و رحم در حدود پنج میلیون ریال است، در صورتی که با این هزینه میشود جمعیت کثیری از دانشآموزان و دانشجویان را آموزش داد.
والدین بهجای دوستان
دکتر میترا مدرس گیلانی، فوقتخصص سرطانهای زنان و رئیس گروه زنان دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به ضرورت آموزشهای مربوط به بیماریهای زنان در مدارس، به همشهری میگوید: «دادن آگاهی و آموزش به دختران مدرسهای بهتر است تحت محورهای بلوغ، نظیر خونریزیهای نامنظم و آشنایی با اختلالات زنانه باشد و صحبت در رابطه با سرطانهای زنانه به دوران دانشگاه و زمان ازدواج اختصاص داده شود، چرا که سرطانهای زنانه بعد از ۳۰-۲۵ سالگی اهمیت مییابد.
وی در ادامه میگوید: «اهمیت این آموزشها در دوران مدرسه از آن جهت است که باب صحبت در مورد مشکلات زنانه در بین دانشآموزان باز شده و دختران جوان و نوجوان بهجای صحبت با دوستان خود، جسارت صحبت با والدین در مورد بیماریهای زنانه را پیدا میکنند.»
ناهید خداکرمی، عضو هیات مدیره سازمان نظام پزشکی کشور نیز با اشاره به ضرورت وجود آموزشهای دوران بلوغ دختران میگوید: «هماکنون برخی از ماماها در مدارس راهنمایی و دبیرستان غیرانتفاعی به عنوان مربیان بهداشت به ارایه آموزش میپردازند.»
وی با بیان اینکه هیچ حرفهای در گروه پزشکی به اندازه ماماها با مسایل دوران بلوغ، یائسگی و دوران باروری آشنا نیستند، میگوید: «حضور ماما در مدارس بهویژه مدارس غیرانتفاعی به عنوان مربی بهداشت تاثیر بهسزایی را در کاهش مشکلات ناشی از هیجانات دوران بلوغ به همراه داشته است.»
ترس از پزشک
«متاسفانه برخی خانوادهها مراجعه به پزشک زنان را برای خود و دختر ننگ و نوعی سد راه برای ازدواج و ادامه زندگی میدانند و ترجیح میدهند با این بیماری در خفا، زندگی کنند.» این جمله دیگر پروفسور هنجنی در حاشیه کنگره انکولوژی ژنیکولوژی بود.
دکتر سعیده آصفی، متخصص زنان و رئیس بیمارستان تخصصی مریم، نیز معتقد است: «یکی از دلایلی که تا پیش از این زنان را از مراجعه به پزشک متخصص بازمیداشته، وجود متخصصان مرد در این زمینه بوده است که در سالهای اخیر با بالا رفتن شمار متخصصان زن، نهتنها مراجعات درمانی بیشتر شده بلکه موانعی هم که به دلیل مساله حجب و حیا وجود داشته، برطرف شده است.»
آصفی، افزایش اطلاعرسانی در رسانههای گروهی نظیر روزنامهها، مجلات و رادیو و تلویزیون را یکی دیگر از مصادیق شکستن تابوهایی نظیر عیب از ابراز مشکلات زنانه میداند و بهترین روش مبارزه با تداخلات اجتماعی موجود که در بسیاری از موارد راه درمان را به بیراهه میبرد، افزایش آگاهی مردم از طریق طرح مساله در رسانههای گروهی برمیشمارد.
او همچنین، تصریح میکند: «هرچند وزارت بهداشت در موضوعات وابسته به سرطانهای زنان نظیر تهیه دارو و دستگاهها هزینه و برنامهریزی میکند، اما این هزینهها با همکاری دستگاههای دیگر باید صرف برگزاری کلاسهای آموزشی در آموزشگاهها و ادارات در مسایل مربوط به سلامت افراد شود.»
وی با اشاره به تاثیر مثبت درس تنظیم خانواده در دانشگاهها در کنترل جمعیت، میافزاید: «نیاز است بحثهای مربوط به بیماریهای زنان و مردان و حتی بهداشت سلامت جنسی و مقاربتی آموزش داده شود، زیرا بسیاری از زنان و مردان در مورد این موضوعات آگاهی ندارند.»
مادران حساس باشند
دکتر فاطمه قائم مقامی، متخصص زنان نیز با اشاره به اینکه آگاهی زنان و دختران نسبت به بیماری سرطان سینه، رحم و تخمدان بسیار ناچیز است، میگوید: «این مساله تنها محدود به زنان ایران نمیشود بلکه در کشورهای در حال توسعه زنان به دلیل نبود تبلیغات و برنامههای آموزشی آگاهی کمی در مورد این بیماری دارند.»
وی با بیان اینکه سالانه بیش از یک میلیون نفر به این بیماریها مبتلا میشوند، میگوید: «اگرچه جهشهای ژنی و عوامل مستعدکننده، در بروز این بیماری شناسایی شده است اما علت اصلی بروز این بیماری هنوز مشخص نیست. در این بیماران بهخصوص سرطان سینه، سابقه فامیلی مخصوصاً در خانواده درجه اول، سن بالا و چاقی از عواملی است که احتمال ابتلای فرد در مقایسه با دیگران را بیشتر میکند. اما این مطلب به آن معنا نیست که وجود این عوامل در یک فرد باعث ابتلای قطعی وی به سرطان و یا عدم آن موجب مصونیت فرد نسبت به این بیماری باشد و بسیاری از زنان هستند که بدون داشتن هیچکدام از این عوامل ممکن است به سرطان سینه و در صورت بیتوجهی به بهداشت جنسی و مقاربتی به سرطان رحم و تخمدان مبتلا شوند.»
وی با بیان اینکه مردان نیز نباید از آموزشهای بهداشتی محروم باشند و نادیده گرفته شوند، میگوید: «در این مقوله باید مادران، بهدور از هرگونه تعصبات فرهنگی و حجب و حیای موجود بین طرفین نسبت به این موضوع در مورد دختران خود حساس باشند، چون در غیراین صورت بروز و وجود این بیماری عواقب درمانی، فکری، فرهنگی و روحی جبرانناپذیری را برای خانواده و دختر فراهم میکند.»
نظرات ()
ماساژ جنسی بدن زن چه تاثیری بر رابطه جنسی دارد؟
ماساژ علاوه بر تاثیرات مفیدی که روی بدن دارد، میتواند نقش تحریک کنندگی نیز داشته و لذت سکس را دو چندان نماید.
ماساژ ارتباط جسمی زن و مرد را بیشتر کرده، ضمن برانگیختگی جنسی موجب میشود تا آنها لذت بیشتری از رابطه جنسی با یکدیگر ببرند. در خانمهایی که مشکل ارگاسم دارند یا اینکه دیر به ارگاسم میرسند، ماساژ بدن نقش مهمی در تسهیل ارگاسم دارد و در این امر بسیار کمک کننده است.
در اینجا مراحل مختلف ماساژ جنسی بدن زن را بطور ساده مرور میکنیم:
۱-ماساژ پشت بدن:
برای شروع ماساژ و شل کردن عضلات بدن زن، بهتر است ابتدا از پشت او شروع کنید.اول نوک انگشتان خود را به پوست او بکشید بعد ناحیه پشت را از بالا تا پایین به آرامی نوازش کنید. سپس بطور متناوب با حرکات کششی، لرزشی (vibration) و دایره وار، آنرا ماساژ دهید. گاهی میتوانید گوشت بدن او را درست مثل خمیر با دستتان بگیرید و آرام فشار دهید.
پوست سر را ماساژ داده و گاهی موهای او را بین انگشتان خود بگیرید. سپس سراغ پاهای او رفته و انگشتان پایش را با دست فشار دهید.
۲- ماساژ جلوی بدن:
سینه و پستانها را از داخل به خارج بمالید. نوک سینه ها را به آرامی ماساژ تحریک کنید. موهای ناحیه شرمگاهی را نوازش کرده و به نرمی بکشید. با کف دستتان قسمت پایین شکم بمالید.کف دودست خود را بهم مالیده و وقتی گرم شد آنرا روی تخمدانهای زن بگذارید. عده ای معتقدند که انجام اینکار انرژی زن برای سکس را بیشتر میکند.
سعی کنید ناحیه مثانه و رحم را فشار دهید. در این هنگام بهتر است زن تمرینات kegel را انجام داده و ماهیچه های کف لگن خود را مانند حالت متوقف کردن ادرار، سفت کند.
۳- ماساژ واژن:
بهتر است در این مرحله دستکش لاتکس بپوشید. میدانید که زنها بدو طریق به ارگاسم میرسند: از راه تحریک نقطه جی و از راه تحریک کلیتوریس. بسیاری از خانمها ارگاسم از طریق نقطه جی را عمیق تر میدانند. گاهی اگر تحریکات بطور مناسب ادامه پیدا کند زن میتواند چند ارگاسم پشت سرهم داشته باشد. این ارگاسمهای متوالی و پشت سرهم تاثیر بسیار خوبی در روحیه زن دارد.
دست خود را به یک ماده لیز کننده مناسب آغشته نموده و لبهای واژن را به انگشتتان ازهم باز کنید. نوک انگشتان را به سمت بالا ( بطرف ناف) بگیرید. لبهای داخلی و خارجی (کوچک و بزرگ) را با انگشتتان از هم جدا کرده و آنها را تک تک به آرامی با دو انگشت بمالید.
حالا یک انگشت خود را وارد واژن کرده بدنبال آن انگشت دوم را نیز وارد کنید. انگشت شست خود را بالا نگه داشته و آنرا مقابل کلیتوریس قرار دهید. میتوانید دست خود را فشار دهید یا اینکه بلرزانید طوریکه دو انگشت شما با دیواره واژن و شست شما با کلیتوریس تماس داشته باشد.
کف دست خود را روی استخوان عانه و انگشتانتان را روی لبهای واژن قرار دهید، حالا دست خود را به آرامی به سمت پایین فشار داده و یک حرکت چرخشی به آن بدهید. با حرکت دست حدود ۱۰ دایره فرضی بکشید، سپس کف دست خود را بلند کرده و با انگشت چند ضربه ملایم به لبهای واژن بزنید. چند ثانیه مکث نموده و دوباره همین حرکت را برای چند بار انجام دهید.
شما میتوانید گردن رحم را در قسمت پشتی و فوقانی واژن بصورت یک بافت گنبدی شکل با شکافی در وسط آن (مانند چانه) لمس نمایید. با احتیاط بافت اطراف آنرا تحریک کنید. عده ای از خانمها از این کار لذت زیادی برده و از شما میخواهند اینکار را برایشان تکرار کنید.
بیاد داشته باشید که کلیتوریس از آلت شما بسیار حساستر است. بنابراین هرگز انگشت خود را بصورت خشک و خشن روی آن نکشید. ابتدا که اندام تناسلی زن را لمس میکنید، کلیتوریس را فقط به نرمی فشار دهید. برای کاهش درد ناشی از اصطکاک میتوانید کلیتوریس را با لبهای واژن گرفته و با آن تحریک کنید.
انگشت خود را وارد واژن کرده سپس دست دیگر خود را که آزاد است روی قسمت پایین شکم بگذارید و به طرف یکدیگر فشار دهید.
اگر با قسمتهای حساس و لذتبخش اندام تناسلی زن آشنا نیستید از او بخواهید تا دست شما را گرفته و با دست شما خودش را تحریک و استمناءکند. بعد از آن خودتان به تحریک این قسمتها بپردازید.
یک روش دیگر برای ماساژ جنسی زن این است که مقداری ماده لیزکننده روی لب واژن ریخته سپس آنرا با انگشت شست و اشاره خود بگیرید و ضمن فشار به آهستگی بکشید. این عمل را چندین بار پشت سرهم انجام دهید.
تخمدانها در دو طرف واژن قرار دارند. گروهی از خانمها از ماساژ آنها لذت زیادی میبرند و گروهی دیگر آنرا دردناک میدانند. در صورت تمایل میتوانید آنها را ماساژ دهید.
قسمت داخلی رانها و موهای عانه را به نرمی نوازش کنید. بتدریج که زن لگن خود را بالا میبرد،این منطقه را بیشتر ماساژ دهید. بعد از مدتی میتوانید انگشت خود را به سمت لبهای واژن ببرید. به کمک یک ماده مناسب آنها را لیز نموده یکی یکی با دست بگیرید. محل اتصال لب بیرونی واژن به بدن را با دوانگشت گرفته از پایین به سمت بالا بکشید. نظیر همین عمل را با لبهای دیگر هم چند بار انجام دهید.
به آرامی انگشت خود را وارد واژن کنید. چند لحظه ثابت نگه داشته سپس آنرا وارد و خارج کنید. اگر لازم شد میتوانید از انگشت دیگرتان هم استفاده کنید.
انگشت شست را وارد واژن کرده کف دست خود را دور کلیتوریس بچرخانید و ضمن آن با سایر انگشتان، استخوان لگن را فشار دهید. به این ترتیب شما میتوانید سقف واژن (نقطه جی داخلی) و مثانه(نقطه جی خارجی) را تواما” تحریک نمایید.
با انگشت خود نقطه جی را داخل واژن تحریک کنید. برای اینکار انگشت خود را روی دیواره قدامی واژن گذاشته و آنرا مثل دکمه زنگ فشار دهید و دوباره بردارید. همزمان بااینکار کلیتوریس را هم کمی غلغلک بدهید. با دوانگشت خود دیواره واژن را در جهت بالا و پایین هشت بار باهم فشار دهید و همراه آن کلیتوریس را نیز تحریک کنید. سپس کلیتوریس را به نرمی با انگشت گرفته ضمن فشار به آرامی آنرا بکشید.
انگشت خود را داخل واژن بشکل دایره بچرخانید و در محل ساعت ۱۲ کمی مکث کنید. بعد از مدتی ورودی واژن را با انگشت غلغلک دهید. انجام این عمل زن را بشدت حشری میکند. حالا انگشت خود را بین لبهای داخلی و خارجی واژن برده از پایین تا بالا به سمت کلیتوریس بچرخانید. در اینجا و بعد از انجام همه اینکارها او دیگر منتظر ورود آلت شماست و مطمئنا” لذت زیادی از آن خواهد برد!!
نظرات ()سلام به شما همراه گرامی
توصیف شما حاکی از این است که شما دچار اختلال نعوظ شده اید.
برای حل مشکل نعوظ، ابتدا باید علت آن مشخص شود و بعد راه حل مناسب انتخاب گردد.
برای شناسایی علت، چند موضوع مهم است:
یک اینکه آیا شما قبلا هیچ مشکلی در نعوظ نداشته اید؟آیا اتفاق خاصی منجربه شروع این مشکل شده
است؟ بعنوان مثال مشکلی در رابطه با همسرتان؟یا...
آیا درحال حاضر و از زمان بوجود آمدن این مسئله ،هیچ گاه نعوظ کامل نداشته اید حتی نعوظ خودبخودی؟
آیا مشکل جسمانی یا بیماری خاصی ندارید؟
لطفا به این سوالات پاسخ دهید. ضمنا سن ، میزان تحصیلات، سابقه فعالیت جنسی، سابقه شروع این
مشکل را نیز بفرمایید و همچنین ازکیفیت رابطه خود با همسرتان نیز توضیح بدهید.
ابتدا بایستی مشخص شود که دلیل عضوی است یا روانی یا هر دو
گاه برخی علل روانی منجر به این مسئله می شوند مانند تعارضات با همسر( بخصوص اگر مرد نتواند
نیازهایا خشم خود را مستقیم ابراز کند)،وجدان سخت گیر و کیفر دهنده،احساس بی کفایتی یااحساس
نامطلوب بودن بعنوان شریک جنسی، ترس، اضطراب، خشم ، فروید نیز یک نوع ناتوانی در نعوظ را ناشی
از این می دانست که فرد نمی تواند احساس محبت نسبت به یک زن را با میل جنسی به او وفق دهد،
به اعتقاد فروید، چنین مردانی فقط می توانند با زنانی رابطه جنسی برقرار کنند که آن ها را پست تر می
دانند!
گاه نیز یک علت طبی منجر به این مشکل می شود که باید ارزیابی پزشکی در موردش انجام شود.
اگر مایل به دریافت اطلاعات بیشتر بودید پاسخ سوالات را بفرمایید تا ارجاع مناسب تر داده شود.
موفق باشید.
نظرات ()سلام به شما همراه گرامی
متشکرم از اینکه سوال خود را با همراز در میان گذاشتید
اینکه سعی دارید با این مسئله به گونه ای علمی برخورد نمایید قابل تحسین است.
برایم ننوشته بودید که این حساسیت ها به چه شکلی است؟!
اما توضیحی در این مورد عرض می کنم،کودکان در این سن ازنظر جنسی فعال نیستند و درکی از مسائل
جنسی ندارد و برخی از نشانه های خاص فقط به دلیل کنجکاوی است و البته ممکن است برخی محرک
های محیطی نیز در شکل گیری این کنجکاوی ها موثر باشد بعنوان مثال مشاهده فیلم هایی که این
کنجکاوی ها را تحریک می کند در مقابل کودک، بنابراین همراه گرامی بدون نگرانی در این مورد سعی
کنید با این کنجکاوی ها به گونه ای درست برخورد نمایید چرا که اگر با سرزنش ، تنبیه و یا حساسیت
زیاد شما همراه شود این رفتار نه تنها خاموش نمی شود بلکه بیشتر نیز می گردد.
پاسخ های درست در این زمینه:
هر گاه متوجه رفتارهای خاص در فرزندتان شدید بدون اینکه این موضوع را به او بیان کنید ، حواسش را به
موضوع دیگری پرت کنید بعنوان مثال او را وارد بازی باخود نمایید و سعی کنید در بازی هانیازهای عاطفی
او را نیز تامین کنید.
بی توجهی به این نوع رفتارها بتدریج آن ها را خاموش می کند
اگر سوالات جنسی از شما می پرسد مثل اینکه : من چگونه به دنیا آمده ام یا فرق دختر و پسر چیست؟
سعی کنید بدون اینکه به او دروغ بگویید به صورت علمی بدون داستان بافی و اغراق و نیز بدون شرح زیاد
برایش توضیح دهید البته به گونه ای متناسب با درک او .
نوازش یک نیاز طبیعی کودک است اما سعی کنید در هنگام نوازش به نقاط حساس او دست نزنید ولی
اگر خودش دست زد حساسیت نشان نداده و همان گونه که عنوان کردم از تکنیک حواس پرتی استفاده
نمایید.
بتدریج برطرف خواهد شد
موفق باشید
نظرات ()اخیراً زیاد با همسرتان رابطه جنسی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه جنسی دارند این یعنی کمتر از 10 مرتبه در سال رابطه جنسی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است. اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.
یک کارمند 33 ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: "من 10 سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه جنسی می کردیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که رابطه جنسی بعد از 10 شب ممنوع چون آن موقع خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم."
متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.
اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.
ازدواج های فاقد رابطه جنسی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه جنسی طبیعی به حساب می آید؟ کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه جنسی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه جنسی دارند.
درحالیکه کمتر از 10 مرتبه رابطه جنسی در سال، ازدواج بدون رابطه جنسی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه جنسی در هفته متوسط میزان رابطه جنسی به شمار می رود.
رابطه جنسی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه جنسی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.
فقط 40 درصد از زوج ها می گویند که از رابطه جنسی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.
زوجی که 5 سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر 6 ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه جنسی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند 2 یا 3 بار در ماه رابطه جنسی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.
تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه جنسی را تغییر داده است.
وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.
کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه جنسی بین دو طرف شود. عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه جنسی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه جنسی با افرادی غیر از همسر باشد. خیلی مردها را می بینیم که با زن خود رابطه جنسی نمی کنند اما مدام در اینترنت دنبال عکس ها و فیلم های پرنو هستند.
به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه جنسی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.
خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه جنسی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه جنسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه جنسی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه جنسی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه جنسی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه جنسی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و ... وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.
تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه جنسی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و ... رابطه جنسی هیچوقت پیش نخواهد آمد.
زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.
نظرات ()
سلام دوست عزیز تست های مختلفی وجود داره ولی بهترین تست تست مایرز استفاده میشه
نظرات ()
نظرات ()