
نظرات ()مشاوره در امور چاپ و نشر کتاب
فرهیختگان گرامی چنانچه تمایل دارید مجموعه آثار شما در قالب کتاب زیرنظر انتشارات اسماء تهران با حداقل هزینه به چاب برسد با ما تماس بگیرید
(برای اطلاعات بیشتر به صفه انتشار کتاب مراجعه کنید)
نظرات ()مقابله با استرس در محل کار و زندگی
استرس، فی نفسه خطرناک نیست، هر کس در زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند، خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل کنترل را تشخیص دهید و از راههای رفع آن مطلع شوید.
شناخت استرس
استرس، نقطه شروع ابتلا به افسردگی است که می تواند بر سلامت جسم و روح شما تأثیر بگذارد. از این رو شناخت عوامل استرس زا و آنچه را که برای کاهش این عوامل می توانید انجام دهید، دارای اهمیت است.
هرگونه واقعه ای نظیر مرگ عزیزی، طلاق، یا جدایی، بیرون رفتن فرزند از خانه درست مانند داشتن بیماریهای طولانی مدت یا نقص عضو موجب استرس می شود. اما وقایعی هم نظیر ازدواج، خانه عوض کردن، پیداکردن شغل جدید و رفتن به تعطیلات تقریباً استرس زیادی ایجاد می کنند. نگرانی درباره سررسیدها، موفق نبودن در رقابت در انجام یک کار خاص نیز ممکن است موجب بروز علائم استرس، مثل کم طاقتی، تنش، احساس خستگی و اشکال در خوابیدن شوند.
برخی از نشانه های استرس عبارتند از:
۱- بی حوصلگی شدید
۲- حساسیت شدید نسبت به انتقاد
۳- بروز اختلال در خواب
۴- علایم تنش نظیر جویدن ناخن
۵- افزایش مصرف سیگار و الکل
۶- سوء هاضمه
۷- نداشتن تمرکز
اقدام در کاستن استرس های زیان بار قبل از آن که بر سلامت شما تأثیر بگذارند، بسیار مهم است. اگر احساس میکنید که کارهایتان زیاد است و دارید کلافه می شوید، دست از کار بکشید و چند نفس آرام بکشید تا آرامش خود را بازیابید. به مدت یک روز از کارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه که بر شما فشار وارد می کند، دست بکشید. این روز را فقط به انجام کارهایی اختصاص دهید که موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد. این کار می تواند موجب کاهش خطری شود که سلامت شما را تهدید می کند.
رفع استرس
معنی و مفهوم پوشیده استرس ، همان پیامی است که به شما می گوید که باید مواظب خود باشید و تا حد ممکن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور کنید. برخی از راه های غلبه بر استرس به قرار زیر است:
۱- در یک زمان فقط یک کار را انجام دهید تا فشارهای وارد بر خود را کاهش دهید .
- پیشنهادهای دیگران در کمک به خود را بپذیرید.
۳- توانایی های خود را بشناسید و بیش از حد از خود انتظار نداشته باشید.
۴- با یک نفر صحبت کنید. کارهایی را انجام دهید که برایتان لذت بخش و شادی آفرینند.
۵- نیروی خشم خود را خالی کنید، مثلاً با فریاد زدن، جیغ کشیدن یا مشت زدن بر بالش.
۶- از موقعیت های پر استرس دوری کنید.
۷-سعی کنید اوقات خود را با کسانی بگذرانید که مصاحبت با آنها برایتان لذت بخش باشد و نه با کسانی که انتقاد کننده و خرده گیرند.
۸- آرام نفس بکشید، به طوری که قسمت پائینی شش های خود را به تحرک وادارید.
۹- تکنیک های آرامش بخش را به کار برید.
۱۰- یک واکنش نسبت به استرس، خشمگین شدن است. درباره نحوه غلبه بر خشم خود بیشتر بیاموزید.
استرس در محیط کار
استرسی که در محیط کار به شما دست می دهد، دومین و بزرگترین مشکل شغلی است که سلامت شما را تهدید می کند. در یک تحقیق انجام شده، نیم میلیون از افراد شاغل در انگلستان اظهار داشتند که دچار مسایلی از قبیل اضطراب و افسردگی هستند. از آنجا که هنوز هم بر چنین مسایلی برچسب مشکلات روحی- روانی می زنند، اغلب افراد شاغل از درخواست کمک از دیگران روی گردانند، زیرا غالباً آنها را افرادی ناتوان تلقی می کنند. در محیط کاری، موقعیت های زیادی هستند که موجب استرس فرد می شوند، نظیر:
۱- خویشاوند بودن با برخی از همکاران
۲- حمایت نکردن مسئولین از کارکنان خود
۳- نبود مشاوره و ارتباطات
۴- دخالت های زیادی در مسایل شخصی، اجتماعی و زندگی خانوادگی
۵- حجم زیاد کارها یا بیش از اندازه کم بودن کار
۶- فشار بیش از حد ناشی از غیرواقعی بودن مهلت انجام کارها
۷- انجام کارهایی که بسیار مشکل اند و یا لزوم چندانی به انجام آنها نیست
۸- نداشتن مهارت کافی در نحوه انجام کار
۹- شرایط نامطلوب کاری
۱۰- داشتن شغلی که متناسب با شما نباشد
۱۱- نداشتن امنیت شغلی و ترس از بیکار شدن
وقتی مردم در محیط کاری خود در فشار غیرقابل تحمل قرار گیرند، تمایل به سخت کار کردن در آنها ایجاد می شود تا بدین وسیله فاصله آنچه را که به دست می آورند با آنچه که تصور می کنند باید به دست بیاورند، کم کنند. آنان از استفاده اوقات استراحت کاری خود صرف نظر می کنند و در نتیجه از نیازهای شخصی خود غافل میشوند.
روش های زیر میتواند در حل این مشکلات به شما کمک کند:
۱- با کسی که امین شما است، چه در محیط کار و چه در بیرون از آن، درباره آنچه که موجب استرس شما می شود صحبت کنید.
۲- نتایج مشاوره یا حمایت هایی را که از شما می شود، به کار بندید.
۳- ساعات مقرر کاری را به کار پردازید و از اوقات استراحت و روزهای تعطیل که حق شما است، استفاده کنید.
۴- اگر مشغله کاری شما زیاد است، یک روز یا تعطیلات پایان هفته را به استراحت بپردازید.
۵- برای پرهیز از گرفتاری های ساعات پر رفت و آمد یا برای این که اوقات بیشتری را با خانواده و فرزندان خود باشید، از ساعات مناسب برای این کارها استفاده کنید.
۶- با ورزش و رژیم غذایی مناسب، از خود مراقبت کنید.
۷- تکنیک های آرامش بخش را به کار بندید.
۸- مصرف سیگار و سایر داروهای مخدر را ترک کنید.
رفع استرس در محیط کار
۱- محیط کار خود را راحت و متناسب با نیازهایتان درست کنید.
۲- اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا خود را از تقاضاهای غیرمعقولانه ای که از شما می شود، حفظ کنید.
۳- درباره مشکلات کاری خود با سرپرست بخش یا رئیس خود صحبت کنید. اگر مشکلات شما حل نشد، با قسمت کارگزینی، نماینده صنفی خود یا دیگر مسئولینی که به نوعی با مسایل کارکنان مربوطند، صحبت کنید.
۴- با همکاران خود محترمانه رفتار کنید، همان گونه که انتظار دارید دیگران با شما رفتار کنند.
۵ - از سیاست های اداره خود درباره نحوه برخورد با ایجاد مزاحمت ، زورگویی و یا تبعیض، آگاهی داشته باشید. در این صورت خواهید دانست که چگونه با رفتارهای غیرمعقولانه برخورد کنید و یا چه حمایتی از شما خواهد شد .
منبع : http://www.articles.ir
نظرات ()اغلب ما نگران هستیم، تحقیر بشویم یا مورد بی اعتنایی دیگران قرار بگیریم. به همین دلیل، همیشه سعی می کنیم در برخورد با اشخاص و حتی در مواقع گرفتاری، رفتاری مثبت داشته باشیم.با این طرز برخورد اشخاص طرف صحبت ما احساس بهتری پیدا می کنند .
اغلب ما نگران هستیم، تحقیر بشویم یا مورد بی اعتنایی دیگران قرار بگیریم. به همین دلیل، همیشه سعی می کنیم در برخورد با اشخاص و حتی در مواقع گرفتاری، رفتاری مثبت داشته باشیم.با این طرز برخورد اشخاص طرف صحبت ما احساس بهتری پیدا می کنند. شما هم می توانید با کمی تغییر این مطلب را به همسر، دوست و یا همکار خود اطلاع دهید. می توانید به همسرتان بگویید، به شدت عصبانی هستم، اما به تو علاقه دارم. اگر با یکی از همکاران نزدیک خود اختلافی دارید می توانید بگویید، در این باره نظرات ما کاملاً متفاوت است. من با نظر تو موافق نیستم. اما می دانم که این مسأله را حل می کنیم و می خواهم بدانی، من به تو احترام می گذارم و از این که همکار تو هستم خوشحالم . هدف این طرز برخورد این است که موتور وجود خود را روغن بزنید تا نرم و ملایم کار کند. اغلب ما اگر بدانیم، مورد علاقه و توجه هستیم می توانیم ناراحتی ها و فشارهای زیادی را تحمل کنیم. در شیوه نوازش به طرف مقابل می گویید با آنکه از کار یا سخن او دلگیر هستید به او علاقه مندید و به وی احترام می گذارید. بنابراین برای به دست آوردن این مهارت به نکات زیر توجه فرمایید:
۱) روی هم رفته اغلب مردم مایلند، مورد نوازش قرار بگیرند و بر کارشان ارج گذاشته شود. بیشترین نگرانی اشخاص از این است که تحقیر شوند، مورد قبول واقع نشوند و یا درباره آنها داوری شود.
۲) طرف صحبت خود را مطمئن کنید با آنکه از او عصبانی یا با او موافق نیستید احترامش را حفظ خواهید کرد. او برای شما شخصیت مهمی است.
۳) بگذارید مخاطب صحبت شما بداند می خواهید مسأله موجود رابه شکل رضایت بخشی حل کنید.
۴) از شخصیت آنها انتقاد نکنید. انتقاد شخصی با انتقاد از کار و رفتار متفاوت است.
۵) مهارتهای گوش دادن و ابراز وجود کردن در نهایت روشن هستند. ارتباط واقعی ناشی از روح احترام برای خود و برای طرف مقابل شماست. اگر هدف شما این است که حق به جانب بودن خود را ثابت کنید و اگر می خواهید آنها را مقصر جلوه بدهید، هر شیوه ارتباطی بی تأثیر می شود. اما اگر هدف شما حل مسأله است، اگر می خواهید به طرز فکر و احساس طرف مقابل خود آشنا شوید، این روشها در حکم ابزار مطمئنی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید.
تا این جا درباره شیوه های صحیح برقراری ارتباط، گوش کردن و ابراز احساسات مطالبی را متذکر شدیم. البته باید توجه داشته باشید که فقط خواندن این مطالب نمی تواند کمکی به شما بکند، بلکه تکرار و عمل کردن به آنها می تواند در برقراری ارتباط شما باد یگران مؤثر واقع شود. انسان مایل است با دیگران در ارتباط باشد، ارتباط روحی، اخلاقی، اجتماعی. ولی اگر فاقد مهارتهای لازم برای بــرقراری این ارتباط باشد به انزا و گوشه گیری سوق داده می شود.
گفتگو کردن با افراد، عامل برقراری رابطه و ارتباط انسان با محیط است. ما در رابطه با دیگران از گفتگو با آنهاچیزهای تازه فرامی گیریم. از تجارب آنها استفاده می کنیم و در تجزیه و تحلیل تجارب خود که آنها را با دیگران در میان می گذاریم به مسایل و نکات تازه برخورد می کنیم و در نتیجه افق نظرمان وسیع تر می شود و هرچه در این راه جلوتر برویم به آگاهی های تازه تری دست می یابیم. دوستی با اشخاص، تنها از راه گفتگو با آنها ایجاد نمی شود. بلکه رفتار ما در این مورد نقش اساسی دارد. بررسی های علمی نشان داده است، هفتاد درصد رابطه دیگران با ما نتیجه رفتارمان با آنهاست،یعنی زبان رفتار که در بسیاری موارد گویاتر و مؤثرتر از زبان گفتار است. زیرا احساسات و عواطف ما را به نحوی منعکس می کند و نشان می دهد، تا چه حد برای دوستی با دیگران آمادگی داریم. کسانی که نمی توانند دوستی دیگران را به خود جلب کنند از آن جهت است که در برخورد با آنها رفتاری مطلوب ندارند. مثلاً در هنگام صحبت کردن، چهره آنها درهم است، به چشمان طرف نمی نگرند، خنده بر چهره آنها نقش نمی بندد. چهره شاد با نگاه مشتاقانه همراه با تبسم می تواند هرکسی را به خود جلب کند. پس موفقیت در ارتباط با دیگران در این است که در حقیقت آنها را دوست بداریم. یکی از دانشمندان بزرگ به نام آلفرد آدلر در این زمینه گفته ای دارد که بی مناسبت نیست در اینجا آورده شود. او می گوید: کسی که مردمان را دوست نمی دارد و در وجود خود علاقه ای نسبت به آنها احساس نمی کند، همیشه تنهاست و در زندگی بیش از دیگران دچار سختی و مشکلات می شود. مردم بیکار و وامانده کسانی هستند که از نعمت دوست داشتن دیگران محروم مانده اند. در برخورد با اشخاص تکنیکهای چندی وجود دارد که رعایت آنها شما را در برقراری ارتباط با دیگران یاری می کند.
● تکنیکهای ارتباط با دیگران
▪ در ایجاد ارتباط با دیگران به تکنیکهای زیر توجه کنید:
ـ تبسم
وقتی کسی با روی خوش همراه با تبسم با فرد دیگری به صحبت می پردازد، در حقیقت او با این طرز رفتارخویش می خواهد به طرف مقابل بفهماند، مایل است با او رابطه ای برقرار کند و او نیز به نوبه خود، در مقابل این تمایل جواب مساعد می دهد. تبسم همه جا نشانه آن نیست که شما از زندگی خود راضی و شاد هستید ولی هنگامی که با فردی آشنا مواجه می شوید یا می خواهید با کسی اظهار دوستی کنید، تبسم شما محیط مساعدی برای رابطه دوستانه شما با او به وجود می آورد. شما باید توجه داشته باشید که برخورد با دیگران با چهره ای که از خود در هنگام ملاقات نشان می دهید، در جلب دوستی آنها رابطه و نقش مؤثر دارد.
ـ برخورد خوش
زمانی که در برخورد با دیگران رفتار شما رسمی و دور از نشانه های دوستی است، طبعاً نباید انتظار داشته باشید، طرف مقابل به دوستی با شما تمایلی داشته باشد. شما می توانید با حرکات دست و چهره به فرد طرف صحبت خود نشان بدهید که برای او احترام قایلید و به دوستی او علاقه مند هستید. ابرو در هم کشیدن و سربر روی دست گذاشتن، معمولاً نشانه های بی میلی نسبت به رابطه و دوستی با دیگران است. در برخورد با دیگران گشاده رو باشید و با حرکات سرد و دست و چهره خویش علاقه و تمایل خود را برای جلب دوستی آنها نشان بدهید و مطمئن باشید که در این رابطه رفتار شما بدون پاسخ نخواهد ماند. برخورد سرد و عاری از دوستی، طرف مقابل را از شما دور می کند. با فردی که می خواهید دوست شوید رفتاری دوستانه داشته باشید.
ـ رفتار دوستانه
با رفتار خوب خود به طرف صحبت خویش عملاً نشان بدهید که به دوستی او علاقه مند هستید و برای او و برای گفته هایش اهمیت قایل می شوید. در گفتار خود با او نقش متکلم وحده را بازی نکنید، بگذارید او هم به نوبه خود درباره مطالبی که مورد بحث است، اظهارنظر کند. به این ترتیب حد صحبت را همیشه نگهدارید. آداب و سنن اجتماعی را رعایت کنید. رفتارآدمی به منزلهٌ زبان غیرکلامی او تلقی می شود. قضاوت افراد به ظاهر رفتار دیگران است نه به باطن آنها شما هر قدر آدمی اجتماعی و علاقه مند به حفظ رابطه با دیگران باشید، مادامی که نتوانید در این رابطه رفتاری مطلوب از خود نشان بدهید در مقصود خود که جلب دوستی دیگران است، موفق نخواهید شد.
ـ حرکت سر به نشانه تأیید
هنگامی که طرف مقابل شما به صحبت می پردازد، حرکت سر به نشانه قبول سخنان طرف مقابل همراه با تبسم و رفتاری دوستانه، می تواند شما را در ایجاد رابطه و دوستی با او موفق گرداند. همچنین سعی کنید سخنان شما در وضعی خوشایند به پایان برسد وهر دو طرف از نتیجه مکالمه خود راضی باشید. نکته قابل توجه دیگر اینکه اغلب اشخاص ترجیح می دهند، ا گرچیزی از کسی می خواهند آن را به طور مستقیم بر زبان نیاورند و پاره ای دیگر هرچه می خواهند به طور مستقیم درخواست کنند. بهتر همان است که مطالب خود را بی پرده و به طور مستقیم ابراز کنید، به این ترتیب اثر خوبی در ذهن او خواهید گذاشت که حاکی از اعتماد و یکرنگی شما با او خواهد بود. پس بهتر است با دیگران صادق باشید و رفتار آنها را حمل بر حسن نیت آنها کنید. چه بسا که قضاوت شما درست باشد. نظرات خود را بی پرده بیان کنید و نظرات دیگران را به همان سادگی جویا شوید. از قضاوتهایی که مبنای درستی ندارد، احتراز کنید.
توجه به این تکنیکها که بسیار ساده می نماید، می تواند شما را در برقراری ارتباط با دیگران و کسب مهارت در مکالمه یاری دهد. شما می توانید این تکنیک ها را در زندگی خود و برحسب دلخواه خویش به کار بندید .
نظرات ()مشاوره در امور چاپ و نشر کتاب
فرهیختگان گرامی چنانچه تمایل دارید مجموعه آثار شما در قالب کتاب زیرنظر انتشارات اسماء تهران با حداقل هزینه به چاب برسد با ما تماس بگیرید
(برای اطلاعات بیشتر به صفه انتشار کتاب مراجعه کنید)
نظرات ()از عشق بند نسازید !!
|
|
اما از عشق بند نسازید
عشق باید موهبتی باشد آزاد و رها که داده میشود و گرفته میشود اما در این میان، نباید توقع و تقاضایی باشد. در غیرِ اینصورت، با هم خواهید بود اما با فاصلهای کیهانی از یکدیگر زندگی خواهید کرد. بدینسان، دیگر بینِ شما پُلِ تفاهمی ایجاد نخواهد شد زیرا شما حتی فضای ایجادِ پُل را نیز از هم ستاندهاید.
بهتر آن است که عشق، دریایی باشد موّاج و دو ساحلِ وجودِ شما را به هم بپیوندد.
عشق را به پدیدهای ایستا تبدیل نکنید.
عشق را با عادت، دچارِ ملالت نکنید.
اگر عشق و آزادی را با هم داشته باشید،
درسِ مقصود را از کارگاهِ هستی فراگرفتهاید.
مقصود از حضورِ شما در این هستی باشکوه،
آزادانه عشقورزیدن است.
عشق، هرگز تردید نمیکند و حسادت نمیورزد.
عشق، هرگز آزادی معشوق را نمیستاند.
عشق، هرگز خود را تحمیل نمیکند.
عشق، آزادی میبخشد.
زندگی بسیاری از ما در اندوه و هراس میگذرد. بنابراین، میآییم و بیآنکه عشق بورزیم و زندگی کنیم، میمیریم.
بسیاری از آدمها حتی متوجه نمیشوند که به دنیا آمدهاند.
آنان چنان میآیند و میروند که گویی هرگز نیامدهاند
زیرا با عشق بیگانهاند.
بیگانهی با عشق، آشنای خویشتن نیست.
عشق است که آدمی را حقیقتاً به دنیا میآورد.
بدون عشق، زندگی در خوابی سپری میشود که به مرگ میماند.
عشق، طلیعهی بیداریست.
بیدار شویم و ببینیم که هستیم، و چه وزنی دارد بودن!
بیدار شویم و همهی زندگی را به شعر و شور و شعور تبدیل کنیم.
زندگی را زیستنیتر و دوستداشتنیتر کنیم.
زندگی را به رقص آوریم.
زندگی، فرصتی یکّه و مغتنم است.
این فرصت را فقط و فقط صرف حقیقت کنیم،
نه دروغ.
گاهی فراموش میکنیم که برای چه از عدم تا به اقلیم وجود، اینهمه راه آمدهایم.
ما به ضیافتِ هستی دعوت نشدهایم تا جمع کنیم و با خود ببریم.
آمدهایم تا ببخشیم و خود را پیدا کنیم.
آمدهایم تا عشق را، ایمان را، امید را، دوستی را و نان را با دیگران قسمت کنیم.
آمدهایم تا خلأیی را پرکنیم
که فقط و فقط با وجود ما پرمیشود و بس.
آمدهایم،
تا با هستی آگاهِ خویش،
هستی هستها را به ثبوت برسانیم.
اگر عشق نباشد، ما نیز نیستیم و اگر ما نباشیم، چگونه میتوان گفت که اساساً چیزی وجود دارد؟
آمدهایم تا با آمدنمان، بر خوبیها و زیباییهای عالم چیزی اضافه کنیم.
بیحضورِ ما، نمایش باشکوه زندگی، چیزی کم داشت
و آن، تمامی نمایش بود.
آمدهایم تا بازیگر خوب صحنهی زندگی باشیم.
عشق، مجالِ این بازی خوب را فراهم میآورد.
همهی ما گاهی احساس میکنیم که به دام دغدغههای زندگی روزمره افتادهایم. در چنین لحظهای است که راهی به بیرون از این دام جستوجو میکنیم.
آیا راهی به بیرون از اضطرابها، فشارها و ترسهای پیشپاافتادهی زندگی روزمره وجود دارد که مرغِ دل را به آنسو هدایت کنیم؟
بیتردید چنین راهی در وجودِ تکتک ما تعبیه شده است.
اشتیاق پر و بال زدن در هوای آزاد،
اشتیاقیست که هستی بسیط و یگانه در دل ما گذاشته است تا هیچوقت راه خانه را گم نکنیم
و در قفس نیفتیم.
این راه، راه عشق است.
فراموش نکنیم مرغ از آنروز زینتبخش سفرههای ما شد که پرواز را فراموش کرد.
مرغِ دل، در قفس روزمرگیها میمیرد.
دل، پرنده است،
آزادی میخواهد.
دل را رها کنیم
تا عشق بورزد.
نظرات ()5 راه ساده برای شاد کردن زن
شوهران بسیاری هستند که می پندارند خوشبخت کردن همسر امکان ناپذیراست . می گویند : « شاید بتوان در سه سال اول عمر زناشویی زن ها را خوشبخت کرد وشاید هم در آخر زندگی زناشویی ، در دوران بازنشستگی بتوان موجبات خوشبختی زنان را فراهم آورد، ولی خوشبخت کردن همسر درطول عمر غیرممکن است » یک راه حل ساده وآسان وجود دارد که به نظر عملی می رسد وآن قول حکیمی است که گفته است : « همیشه بین من و همسرم ، تفاهم کامل برقرار است . » هرگاه بین من و زنم اختلافی باشد اوراه خود را در پیش می گیرد ومن راه اورا . » شماره ی 2 شماره ی 3 شماره ی 5
چوخانم روز را گوید شب است این
بگو آری همین ماه است وپروین
خلاف رای خانم رای جستن
به خون خویش باشد دست شستن
گفته ی این حکیم حکایت « هنری فورد » را در ذهنم تداعی می کند که از این قرار است :
هنری فورد در اواخر عمر خود پس از مرگ پسرش ادسال ، مایل بود که اداره ی شرکت بزرگ فورد را به رییسی دیگر بسپارد . همسرش کلارا فورد، با این تصمیم مخالفت کرد و تهدید کرد که در این صورت فورد را ترک می کند وبه خانه ی پدرش خواهد رفت. تهدید کارگر افتاد . آقای فورد مجبور شد اداره ی شرکت را به عهده نوه اش که بسیار جوان بود بسپارد. تا آن موقع سنت این بود که شرکت ها با مغز مردان پخته و با تجربه اداره شوند در حالی که آقای فورد برای رضایت زنش مجبور شد سنت را زیر پابگذارد وجوانی خام ونپخته را برمصدر کارها بنشاند .
شما را نمی دانم اما خودم دوست ندارم همسرم کسلم کند، یا دوست ندارم هر روز ، وقت وارد شدن به خانه با لبخند به استقبالم بیاید ، یادوست ندارم وقتی برایش لباس می خرم ازمن قدردانی کند، حال چه ازلباس خوشش بیاید یا نیاید.
آیا می دانید در آمریکا رستوران ها اغلب نان برشته ی سوخته و قهوه ای است که دور فنجان و در سینی ریخته است ودر این رستوان ها پیشخدمت هایی دارند که معمولا غر ولند می کنند . دلیل وجود این رستوران ها این است که تحقیقات نشان داده که شوهرانی که در سفر هستند ، پس ازمدتی دلشان برای عیال و خوراک خانوادگی لک می زند وبه یاد دست پخت همسر خود می افتند، پس هر روز تلاش می کنم که زنم را خوشبخت کنم ویقین دارم که تلاش بیشتر مردها در همین زمینه است. این اصل شماره ی سه می باشد .
بعضی از زن و شوهر ها شاد وخوشبخت اند ولی خود را غمگین نشان می دهند. گرچه این وضعیت عجیب به نظر می رسد ، ولی واقعیت دارد. بنابراین وقتی ملاحظه می کنید که عیال شما چنین احساسی دارد ، آن را به دل نگیرید .
روزی چند بار ممکن است چنین حالاتی به زن ها دست بدهد که از دست کسی دلگیر بشوند . ازدست شما یا از دست فرزند یا عروس یا داماد خود. دلیل چنین احساسی این است که زنان در خوشبختی خود شک دارند وفکر می کنند که شاید خواب می بینند ، زیرا در بیداری دنیای عینی این همه خوشبختی قابل تصور نیست ! علم روان شناسی و معرفت النفس زن ها این را ثابت کرده است . این اصل شماره ی چهار است.
پس از ذکر این اصل مهم ، حالا وقت آن است که درباره ی روش های ساده خوشبختی همسرتان مطالبی را مورد بررسی قرار دهیم. برای رسیدن به این مقصود لازم است چند عادت پسندیده را درخود تقویت کنید که شرح آنها را در صفحه های بعد می خوانید.
شماره ی 1
باهمسر خود موافقت کنید .
باعیال خود موافقت کنید ، اما دقیقا کار خود را انجام بدهید و اگر با عکس العمل او روبرو شدید اظهار تاسف بکنید. 90 درصد اوقات به یاد نخواهد آورد که چه قراری با هم گذاشته بودید ، یا برسرچه چیز توافق کرده بودید . اداره کردن همسر و خوشبخت کردن او علم نیست ، بلکه یک هنر است . اگراین قضیه توجیه علمی داشت ، باید مردان ثروتمند همیشه خوشبخت بودند ، در حالی که قضیه درست برعکس است . این یکی از واقعیت های زندگی زناشویی است.
در درجه ی نخست کاری که او می گوید انجام بدهید .
این کار ساده ای است ، از عقل سلیم خود کمک بگیرید .
برای عیال شما کدام مهمتر است ؟ حرفه ی شما و فروختن مثلا یک نوع کالای تجاری یا ملاقات با معلم دخترتان در مدرسه ؟ مقایسه ی این دوکار مثل مقایسه پشه و ببر است . درحکایتی مردی با تفنگ به شکار ببر می رود . پس از طی مسافت طولانی به ببر می رسد، می خواهد نشانه گیری کند وببر را شکار کند ، ولی پشه ها مزاحم او می شوند . چاره چیست ؟ تا پشه ها را ازخود دور نکند نمی تواند ببر را شکار کند . پس این درسی آموزنده است ، اول افراد نزدیک به خودت را راضی کن یعنی افراد محیط منزل، بعد از آن نوبت به کارهای بیرون از خانه یا تجارت می رسد . رضایت دختر شما ودیدن لبخند اویقینا ازفروش کالای تجاری ارزش بیشتری دارد .
خطاهای خود را محترمانه بپذیرید .
اگر خطاها واشتباه های خودرا بپذیرید، حتما راهی درست رفته اید. همسر شما فکر می کند شما در اشتباه هستید، در حالی که یقین دارید تا 70 درصد اشتباه می کند. عقیده ی اورا بپذیرید واظهار تاسف بکنید ، اگر او99 درصد در اشتباه باشد، به رویش نیاورید واظهار تاسف کنید. طولی نمی کشد که همسرتان به اشتباه خود پی می بردو متوجه قضایا می شود.
کلا بین زن وشوهر ، مطرح کردن این که حق با کدام است دراصل قضیه فرقی نمی کند. بحث وجدل در این باره که حق با کدام است وناحق کیست؟ سرانجام احساسات هر دوطرف جریحه دار می کند. در حالی که هراز گاهی زنتان اظهار تاسف بکند، درگوش شوهر ازترانه و موسیقی هم خوش آوازتر خواهد بود.
سهو وخطا بهترین معلم است، بنابراین تجربه کنید وببنید همسرتان را چه مسائلی ناراحت می کند و گه گاه آن را به یاد داشته باشید ودلایل ناراحتی اورا کشف کنید . به احتمال زیاد ممکن است دلایل کودکانه ای موجب ناراحتی او شود . شاید مسائلی ازقبیل کسالت یا حسادت باشد، سعی کنید این موارد هرگز تکرار نشوند.
شماره ی4
لبخند
لبخند چیزی ارزان ولی بسیار ارزشمند است که می تواند چهره و سیمای شما را مطلوب و مطبوع نشان میدهد . اگر بخندید دنیا هم باشما می خندد. و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت. برای این لبخند نزنید که شادمان هستید، بلکه برای این لبخند بزنید که شادمان شوید. حکیمی می گفت:« افسرده و پریشان بودم چون پاپوش نداشتم تا آنکه مردی را دیدم که افسرده بود چون پانداشت »
رودکی شاعر شیرین سخن ایرانی می فرماید:
با داده قناعت کن و با داد بزی در بند تکلف مشو آزاد بزی
در به زخودی نظر نکن شکوه مکن در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی
به نعمت هایی فکر کنید که خداوند بزرگ به شما ارزانی داشته است. قدر نعمت وسلامت را بدانید . فکر کن. شکر کن ولبخند بزن.
می گویند لبخند مسری است وبه دیگران سرایت می کند. ممکن است ابتدا همسرتان فکر کند که منظورتان از این کار چیست و تعجب کند اما نگران نباشید ، بگذارید لبخند ازسر وقلبتان بیرون بتابد. او امکان ندارد بتواند مشکلات احمقانه ی محل کار شما را حل کند ، پس چرابا چهره ای خسته به خانه بیایید ؟ یادتان باشد که وقتی مشکلات خود را مطرح می کنید، اوبه مسائل شما فکر می کند. درد دل خود را به دوستان بگویید. من دوستان خوبی دارم که همواره باعث شادی وتقویت حس جوانی در من می شوند. بنابراین بگذارید این در لوح ذهنتان حک شود که :« لبخند زدن راه ارزانی برای این است که چهره زیباتری داشته باشیم.»
سریع تصمیم بگیرید وبه آن عمل کنید.
یکی از مشکلات روز مره ی همسرم این است که چه غذایی بپزد؟ یا چه لباسی بپوشد؟ این مشکلات را از مادرش به ارث برده است.
سابقا دراین موارد با من مشورت می کرد. به سادگی می گفتم:
« این کار مشکلی نیست شیر یا خط بینداز . »
اوهم از بی تفاوتی من بسیار ناراحت واندوهگین می شد. از آن روزها سال های زیادی میگذرد. اکنون عاقل تر شده ام. حالا هر وقت نظر مرا می خواهد، فقط می پرسم بگو ببینم چی می توانی درست کنی؟ اوهم اسم چند غذا را می برد که ازمیان آنها یکی دو تا را انتخاب می کنم. قضیه فیصله پیدا می کند وهمه چیز روبه راه می شود.
گاهی اوقات که ذهن همسرتان آشفته است وتصمیم گیری برایش دشوار است کمک فکری شما برایش موهبتی بزرگ است. شاید بزرگترین مشغله ی فکری او به نظر شما پیش پا افتاده جلوه کند، ولی این طبیعت زن است . وظیفه ی شما در این گونه موارد کمک به او است. شما باید بعضی وقت ها به جای او تصمیم بگیرید و در این صورت مدیون و ممنون شما خواهد بود. ارزش عشق واحترام شریک زندگی شما خیلی بالاتر از ارزش یک مدال لیاقت ، یا یک درجه ی ترفیع است که ممکن است در محیط کار دریافت کنید
نظرات ()حتماً باید ازدواج کنیم؟... چرا؟
حتماً باید ازدواج کنیم؟... چرا؟
بله! واقعاً باید این کار بکنید! خیلی زود! به قول آلمانیها: «ازدواج زود، عشق پایدار»! اما قبل از اینکه به «چرا باید ازدواج کنیم» بپردازیم، اول باید به «چرا باید ازدواج کنیم» بپردازیم!
بعضی «باید»ها، صرفاً یک حکمِ بیچون و چرای تخطیناپذیر آمرانهاند؛ اما هستند «باید»های دیگری هم که یک ضرورت را به یاد میآورند. تو باید غذا بخوری! تو باید نفس بکشی! تو باید وقتی به یک میهمانی سرشناس دعوت شدهای، کفشهای یکسالواکسنزدهات را بالاخره واکس بزنی! این سه «باید»، هیچ کدام، آمرانه نیستند؛ دقیقاً به یک ضرورت اشاره میکنند؛ و تو کاملاً اختیار داری علیرغم «باید»ی که نویسنده نوشته یا گوینده گفته، غذا نخوری و نفس نکشی و کماکان به صرافتِ واکس زدنِ آن کفش پوستهپوستهشدهی یکسالواکسنخوردهات نیفتی! اما... واقعاً بعدش چه میشود؟ کی ضرر میکند؟ گوینده یا نویسندهای که «باید» را گفته و نوشته، یا تو؟!
تو باید ازدواج کنی. این «باید»، یک باید آمرانه نیست!
ــ چرا باید ازدواج کنیم؟
۱- تا دوستِ خدا بشوی! خدا تو را دوست خواهد داشت اگر برای خاطر او ازدواج کنی یا برای خاطر او، ازدواج یکی را با یکی دیگر جور کنی. تو میتوانی و کاملاً مختاری که ازدواج نکنی و غریزهات را رها کنی هر کار میخواهد بکند؛ اما تو برای خاطر خدا ازدواج میکنی، چون او از تو خواسته و گفته تنها راه درست برای زن و مردهای عالم، همین یک راه است.
۲- تا دوستداشتنیترین چیزی را بسازی که تا حالا کسی ساخته! خدا ــ که خداست و این همه چیز خلق کرده و ساخته ــ از میان همهی ساختههاش، ازدواج را بیشتر از بقیه دوست دارد و پیش خودش عزیز میدارد. این، یعنی که به فکر ساختن چیز دیگری نباش! اگر چیز خوب دیگری وجود داشت، خدا حتماً آن را برایت خواسته بود و به زن و مردهای عالم میگفت که من آن چیز را عزت دادهام!
۳-تا همینطور مجرد نباشی و ببینی که خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد! این، یک واقعیت است که خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد و بیشتر تحویلشان میگیرد؛ حالا میخواهد توی کَتَت برود یا نرود! و باز چه بخواهی قبول کنی چه نه، این قانون عالم است که آدمهای عزب بیشتر در معرض بدی و شرّند تا آنها که زن و شوهر هماند. کار به آنجا کشیده که حتی خدا آدم متأهلی را که خوابیده، بیشتر دوست دارد تا مجردِ شبزندهداری که همین حالا روزه هم هست! اینها همه به علتِ پرتگاههای عمیقی است که مجردها خودشان نمیدانند و دارند هر روز و هر ساعت و هر آن، بر لبهاش راه میروند. خدا متأهلها را بیشتر دوست دارد؛ چون تاب دیدنِ مجردها را که در پرتگاهها میافتند، ندارد...
۴- تا مطمئن شوی دینت تا نصف شارژ شده! کسی که ازدواج میکند، نصفِ دینش را کامل میکند. گفتهاند نصفِ عبادتی را هم که باید میکرده، با ازدواجش کرده. حالا مانده نصفهی دیگر دینش و نیمهی دوم عبادت و اطاعتی که باید بکند. او برای این نصفه و نیمهی اول، ازدواج پیشه کرده بود؛ حالا برای نصفه و نیمهی دیگر باید تقوا پیشه کند!
۵- تا داد و فریاد و «وای! وایِ!» شیطان را درآوری!
۶- تا برادر شیطان نباشی! البته مهم است که مجردها شیطان را دوست نداشته باشند؛ اما از آن مهمتر این است که شیطان مجردها را خیلی دوست دارد! تا حدی که با آنها در یک جا بخوابد و دست در گردنِ نفسشان بیاندازد و بخواند: ما دوتّا داداشیم...! عزبی که رختِ دامادی/عروسی تن میکند، شیطان را از اینکه برادرش باشد، ناامید میکند. (و به همین علت، چند خط بالاتر نوشتیم که کارتدعوتِ عروسی/ دامادیشان، داد شیطان را درمیآورد!)
۷- تا اخلاقت درست شود! کسی که در فشار باشد، خلقش که تنگ است هیچ؛ اعصاب و روانش هم شدیداً به هم ریخته است. البته کم و زیاد دارد. بعضیها چنان اعصابشان قاطی است، که مدام بهانه میگیرند و قال میکنند و بیحوصله و تحملاند؛ بعضیها هم چنان اعصابشان قاطی است که گوشهگیرند و بیقید و اعتنا و از سنگ صدا درمیآید، از اینها نه! ازدواج فشار را از آدم برمیدارد و برای گروه اول، مقوّم و برای گروه دوم، ملیّن است!
? تا مهربانی ببینی و آرامش بیابی!
۸- تا جسمت...! بله! بالاخره جسمت! خواستهای منطقی جسمت را باید جواب بدهی! به همین واضحی! منطقی هم باید جواب بدهی؛ نه اینکه جوری جواب بدهی که دست و پا و اندامت را بغلطانی توی فساد و کثیفی، و نه تنها نیازش را جواب نگویی که پریشانش هم بکنی! امام رضا به دختران جوان فرمود که زود شوهر کنند و دنبال هیچ قرص و دوایی هم نیفتند برای به تأخیر انداختن خواستهای غریزیشان.
۹- تا روزیات زیاد شود! این، تضمینی است که هم خدا و هم پیغمبرش داده! این را آنها که خیلی از خرج و برج زندگی مشترک میترسند، دوباره بخوانند!
۱۰- تا گوشهگیر و منزوی نشوی! خدا نمیخواهد تو از جامعهات و آدمهای دیگر دور باشی. بنابراین خیال نکن زاهدها و مرتاضهایی که در دیرهای قدیمی و روی رختخوابهای پر میخ، روز را شب و شب را روز میکنند و قید زن و فرزند را کلاً زدهاند، مقرّبان درگاه خدایند! باید میان مردم بود؛ همین مردمی که زشتاند و زیبایند و زناند و مردند. پس فرقی نمیکند! چه منزوی شدهای چون ازدواج نکردهای؛ و چه منزوی شدهای چون نمیخواهی ازدواج کنی و از دیر تنهاییات بیرون بزنی، سخت در اشتباهی! آقای راهب! برو خواستگاری! راهبه خانم! در را به روی خواستگارهات باز کن!
نظرات ()مشاوره در امور چاپ و نشر کتاب
فرهیختگان گرامی چنانچه تمایل دارید مجموعه آثار شما در قالب کتاب زیرنظر انتشارات اسماء تهران با حداقل هزینه به چاب برسد با ما تماس بگیرید
(برای اطلاعات بیشتر به صفه انتشار کتاب مراجعه کنید)
نظرات ()یک آلرژی فصلی، که به نام تب بهاره نیز شناخته میشود، واکنش بدن به ذرات معلق در هوا (همانند گردهها یا قارچها) است. این نوع آلرژی در برخی زمانهای خاص در طول سال شدت میگیرد، زمانی که درختها، چمنها یا علفهای خاص گل میدهند یا زمانی که قارچها هاگهای خود را در هوا رها میکنند.
البته همه آلرژی نمیگیرند اما هیچکس نمیداند که چرا بعضیها آلرژی میگیرند و بعضیها نمیگیرند. به نظر میرسد افرادی که تب بهاره دارند، سیستم ایمنی بسیار حساس دارند که همواره مراقب تهاجم مواد خارجی به بدن است. گردهها و قارچها واقعا به هیچ وجه خطرناک نیستند اما هنگامی که یک کودک (یا بزرگسال) آلرژیک گردهها یا قارچها را با تنفس به درون بدنش میکشد، بدن او آن را به عنوان یک مهاجم خطرناک دیده و هیستامین و مواد شیمیایی دیگر را برای مبارزه با آن آزاد میکند. هیستامین موجب التهاب بینی و مجاری تنفسی میشود و سایر مواد شیمیایی نیز موجب بروز نشانههای زیر میشوند: آبریزش بینی، چشمهای اشکآلود و عطسههای مکرر برای تخلیه ماده آلرژیزا از بدن.
آلرژیزاترین گردهها از درختهای بیگل، چمنها و علفهای کمپشت ایجاد میشوند. در بهار، درختهای همچون بلوط، نارون و فان، و همینطور چمنهایی از قبیل تیموتی، برمودا و ارچرد، موجب بروز مشکل میشوند؛ در حالی که در پایان تابستان و زمستان، مهمترین عوامل مشکل معمولا علفهایی از قبیل راگوید، درمنه و خار روسی هستند. گرده آنها کوچک، سبک و خشک است و به سادگی از طریق هوا پخش میشود. گرده گیاهان گلدار معمولا سنگینتر از آن هستند که توسط هوا منتقل شوند و معمولا موجب بروز آلرژی نیز نمیشوند. تقریبا نیمی از افرادی که تب بهاره دارند نسبت به گرده چمنها حساسیت دارند و راگوید نیز مرسومترین ماده آلرژیزا در این میان است.
قارچهای آلرژیزا، قارچهایی میکروسکوپیک هستند که به قارچهای خوراکی مربوط میشوند. این قارچها در محیط بیرون در خاک، چمنها، برگهای افتاده و چوبهای در حال پوسیدگی (هر محدوده مرطوبی که هوا نتواند به خوبی در آن چرخش داشته باشد) رشد میکنند. در آبوهواهای سردتر، قارچها در طول زمستان در حال کمون به سر میبرند و در تابستان و اواخر پاییز به حیات (و هوا) برمیگردند. در طول ماههای تابستان، مقدار قارچ موجود در هوا بیشتر از گردهها است و خوشبختانه اکثر هاگهای این قارچها، آلرژیزا نیستند.
امکان دارد. آلرژیهای فصلی بین کودکان 5 ساله و بزرگتر، کاملا مرسوم میباشند:تقریبا 10 تا 15 درصد از کودکان دبستانی، آلرژیهای فصلی دارند.
هرچند میزان استعداد یک نفر برای آلرژی داشتن در کل عمر یکسان باقی میماند، اما نشانههای آلرژی میتوانند افزایش یا کاهش داشته باشند.تغییرات هورمونی در دوره بلوغ میتوانند باعث تخفیف آلرژی برای یک نفر و تشدید این نشانهها برای دیگری باشند. این مسئله تا حد زیادی به افراد بستگی دارد.
این مسئله (بسته به شرایط کودک) متفاوت خواهد بود.مثلا فصل گردهافشانی درختها ممکن است از ابتدای فروردین تا انتهای اردیبهشت باشد اما کودکی که حساسیت کمی نسبت به گرده دارد تنها در طول هفتههایی که میزان گردهها بسیار بالاست نشانههای آلرژی را احساس خواهد کرد، در حالی که کودکی که حساسیت بالا داشته باشد ممکن است این نشانهها را در کل دو ماه حس نماید. دوم اینکه، کودک ممکن است بیش از یک نوع آلرژی داشته باشدکه در این حالت ممکن است در تمام فصل آلرژی داشته باشد یا ممکن است تنها در فصلهای بهار و پاییز واکنش نشان دهد. هنگامی که بفهمید کودک شما نسبت به چه نوع گردهای آلرژی دارد میتوانید زمان احتمالی بروز آلرژی در کودکتان را تخمین بزنید زیرا فصل گردهافشانی برای هر درخت تقریبا در تمام سالها یکسان است.
آبوهوا میتواند تأثیر زیادی بر مقدار گرده موجود در هوا داشته باشد. به عنوان مثال، آبوهواهای گرم، خشک و پرباد به پخش گردهها کمک کرده و در نتیجه نشانههای آلرژی را افزایش میدهند. از سوی دیگر، افراد در روزهای بارانی، ابری یا بیباد معمولا نشانههای کمتری از آلرژی را بروز میدهند زیرا مقدار گرده در اطراف آنها کاهش مییابد. یک زمستان پرباران و سرد و به دنبال آن یک موج زودرس گرما میتواند موجب افزایش گردهافشانی گیاهان شود. در این شرایط، حتی کودکانی که به طور طبیعی نشانههای آلرژی را نشان نمیدهند نیز ممکن است به عطسه دچار شوند.
هاگهای قارچها در هوای بیرون نیز در کل طول سال در آبوهواهای گرمتر وجود دارند، هرچند ماکزیمم آنها در ماه تیر (و در آبوهواهای سردتر، در ماه مهر) است.
نشانههای تب بهاره ممکن است بسیار مشابه با نشانههای سرماخوردگی معمولی یا دیگر انواع آلرژیها باشند. اگر کودک شما نشانههای زیر را داشته باشد، احتمالا به تب بهاره مبتلا شده است:
اگر کودک شما بیش از دو هفته نشانههای سرماخوردگی را داشته است باید حتما با پزشک تماس بگیرید. بااین حال، اگر پزشک بیماری کودک را آلرژی تشخیص نداد تعجب نکنید. کودکان شما غالبا سرماخوردگیهای پیاپی میگیرند و نشانههای سرماخوردگی دوم بلافاصله پس از اولی آغاز میشوند (خصوصا اگر بچهها به تازگی به مهدکودک یا آمادگی رفته باشند).
مشخصترین نشانه آلرژی فصلی، برعکس آلرژی به محیط خانه یا آلرژی در کل طول سال(از قبیل آلرژی به بندپایان خانگی و بقایای بدن حیوانات)، این است که نشانهها ظرف 4 تا 10 هفته ناپدید شده و هر سال در یک موقع خاص ظاهر میشوند.
تب بهاره صرفا یک ناراحتی ساده نیست. در این حالت کودکان نمیتوانند تمرکز کنند و پر بودن دائمی بینیها بر خواب کودکان تأثیر میگذارد که در نتیجه در طول روز خسته بوده و ممکن است چرت بزنند. همچنین پربودن دائمی بینیها بدین معناست که بچهها مجبورند همواره از طریق دهان تنفس کنندکه این مسئله میتواند بر آرواره و رشد کلامی آنها تأثیر بگذارد.
خیر. ابتلای کودک به آلرژیها تحت کنترل شما نیست هرچند شما میتوانید با اقدامهایی جهت کاهش میزان قرار گرفتن کودک در معرض مواد آلرژیزا، واکنشهای او را کاهش داده یا به تأخیر بیندازید. اگر شما یا همسرتان آلرژی دارید، احتمال ابتلای کودکتان به آلرژی نیز بالا خواهد بود هرچند ممکن است کودک دقیقا همان نوع آلرژی شما را نگیرد. اگر یکی از والدین آلرژی داشته باشد، احتمال ابتلای کودک 30% خواهد بود اما اگر والدین هر دو آلرژی داشته باشند، احتمال ابتلای کودک به 70% میرسد.
اگر احتمال میدهید که کودک شما شانس زیادی برای ابتلا به آلرژی دارد اولین اقدام دفاعی این است که پنجرهها را ببندید و کودک را از مواد آلرژیزای داخل خانه دور کنید. سعی کنید اتاق خواب او تا حد امکان عاری از بندپایان خانگی باشد. این موجودات معمولترین عوامل آلرژیزا بوده و غالبا موجب بروز آلرژی نسبت به مواد دیگر نیز میشوند. متأسفانه این موارد تنها کارهایی است که میتوانید برای پیشگیری از ابتلای کودک به آلرژی فصلی انجام دهید.
هرچند در فصل گردهافشانی در واقع نمیتوانید از تماس با گردهها به طور کلی اجتناب کنید اما میتوانید میزان تماس کودک با گردهها و قارچها را به حداقل برسانید. در اینجا برخی نکات راهنما آورده شده است:
متخصص اطفال یا پزشک خانواده میتواند داروی آلرژی را جهت کمک به بهبود نشانههای آلرژی در کودک تجویز کند. او به احتمال زیاد آنتیهیستامین، دکونژستانت یا هر دو را تجویز خواهد کرد. آنتیهیستامینهای تجویزی، اثرات جانبی بسیار کمی دارند و غالبا موجب بهبود اکثر نشانههای آلرژی در کودک میشوند. همچنین کودک شما میتواند از داروهای بینسخه موجود در داروخانهها نیز استفاده کند اما بسیاری از این داروها موجب خوابآلودگی، کند شدن واکنشهای کودک و کاهش تمرکز او میشوند. همواره پیش از اینکه اینگونه داروها را به کودک بدهید، با پزشک اصلی خود صحبت کنید.
اگر پزشک معمولی نتوانست بفهمد کودک نسبت به چه چیزی آلرژی دارد و نشانهها ادامه پیدا کردند یا اینکه کودک به داروها جواب نداد، باید به یک متخصص آلرژی مراجعه کنید.
متخصص آلرژی برای اینکه بفهمد کودک شما به چه چیزی آلرژی دارد، احتمالا از آزمایش خراش استفاده خواهد کرد. متخصص آلرژی، سطح پوست کودک را خراش داده و مقدار کمی از مواد آلرژیزای مایع را روی محل خراش میمالد پس از 15 تا 20 دقیقه، بررسی میکند که آیا برجستگی یا تاولهایی همانند نیش ریز حشرات روی پوست ایجاد شدهاند (که نشاندهنده آلرژی به آن ماده میباشد) یا نه. اندازه این تاولها، میزان آلرژی را مشخص میکند. متخصص آلرژی، چند ماده (از 20 تا 80 ماده) را همزمان امتحان میکند. این آزمایش اگر با مهارت انجام شود، ناراحتی چندانی برای کودک ایجاد نمیکند.
گاهی اوقات متخصص آلرژی، اگر بخواهد نوع آلرژی را دقیقتر تعیین کند، تقاضای انجام آزمایشات پیشرفتهتر به نام آزمایش درونپوستی((Intradermal Testing را میدهد که در آن مقدار کمتری از ماده آلرژیزا توسط یک سوزن ظریف به عمق پوست تزریق میشود.
اگر کودک شما حساسیتهای پوستی داشته باشدیا اگر میدانید که خراشهای متعدد بر روی پوست (در یک آزمایش معمولی آلرژی) مشکلآفرین خواهند بود، میتوانید درباره یک آزمایش جایگزین به نام Immunocap پرسوجو کنید. این آزمایش آلرژی که توسط FDA تأیید شده است، به یک نمونه از خون کودک نیاز داردکه به آزمایشگاه فرستاده شده و برای آلرژیهای مختلف مورد آزمایش قرار میگیرد.
اگر داروهای تجویزی نتوانستند کودک را آرام نمایند و سن او نیز بیشتر از 5 سال است، متخصص آلرژی ممکن است به شما پیشنهاد بدهد که واکسیناسیون را آغاز نماییدکه این روش میتواند برای آلرژیهای فصلی کاملا مؤثر باشد.
اگر شما و پزشکتان تصمیم دارید که واکسیناسیون را شروع کنید، کودک باید به مدت حداقل 6 ماه، هفتهای یک یا دو بار واکسن دریافت نماید. پس از مدتی، پزشک تصمیم میگیرد که واکسیناسیون به صورت ماهیانه ادامه پیدا کند. پس از هر بار واکسن زدن، شما و کودکتان باید به مدت 20 دقیقه در مطب پزشک بمانید تا مطمئن شوید که کودک نسبت به واکسن واکنش نشان نمیدهد (مسئلهای که به ندرت رُخ میدهد).
اگر فکر میکنید که کودک شما در حال ابتلا به آلرژی فصلی است، قطعا باید از متخصص کمک بگیرید. این آلرژیها نه تنها زندگی را برای کودک دشوار میکنند، بلکه اگر درمان نشوند ممکن است به برخی مشکلات بهداشتی وخیمتر و درازمدت (از قبیل سینوزیت، عفونت مزمن گوش و حتی آسم) منجر شوند.
نظرات ()استفاده از این معیار، روش ساده و موثریست برای ارزیابی سلامت نوزاد و اینکه آیا نوزاد نیاز به تمهیدات درمانی سریع دارد یا خیر. این روش سریع، بدون درد و رضایت بخش است.
در حقیقت مامای شما ارزیابی سریع خود را بدون اینکه شما متوجه باشید انجام می دهد. بیشتر نوزادان این معیار سلامت را دارا هستند. اما اگر نوزادی نیاز به اقدامات سریع طبی داشته باشد، با این روش به بهترین نحو تحت درمان می گیرد. این روش رایج برای ارزیابی نوزاد توسط یک متخصص بیهوشی با همین نام، حدود نیم قرن پیش ابداع شد. ارزیابی به این صورت انجام می شود که موارد زیر در اولین دقیقه پس از تولد و سپس دقیقه پنجم در مورد نوزاد بررسی می شود:
برای هر یک از موارد فوق امتیازی بین 0 تا 2 در نظر گرفته شده و سپس این امتیازات جمع می شوند. اگر حاصل جمع امتیازات بین 7 تا 10 باشد، به این معنا است که وضعیت عمومی نوزاد مناسب بوده و نیازی به اقدامات پزشکی سریع ندارد.
امتیاز 10 (که حداکثر امتیاز محسوب می شود) نغمه شادی برای والدین نوزاد است و نشان می دهد که نوزاد دچار اختلال حیاتی جدی در طول زایمان نشده است. با این حال امتیاز 8 یا 9 نیز رضایت بخش است. یک زایمان سخت یا نوزاد نارس یا استفاده از داروهای مسکن حین زایمان می تواند به طور کاذب امتیازات را در معیار آپگار تغییر دهد. اما به طور معمول امتیاز بین 8 تا 10 خوب یا عالی است و غالبا نیازی به اقدامات حمایتی ندارد.
امتیاز بین 7 تا5 در موقعیت نسبتا عادی قرار دارد و ممکن است نیاز به حمایت تنفسی پیدا کند. ماما ممکن است پوست نوزاد را ماساژ یا فشار دهد یا اکسیژن تجویز کند.
نوزادانی که امتیاز زیر 5 دارند در موقعیت بدی قرار می گیرند و نیاز به کمک سریع خواهند داشت. در اینصورت احتمالا نوزاد را در یک گهواره مخصوص قرار می دهند که دارای لامپ گرم کننده و اکسیژن است. این اقدام نوزاد را گرم کرده و به تنفس وی کمک می کند. متخصص اطفال نیز برای اقدامات درمانی به بالین نوزاد فراخوانده می شود.
خیر .... البته کمی قبلتر متخصصین عقیده داشتند که معیار های آپگار مشکلات طبی آینده را پیش بینی می کند. یک نظریه این بود که نوزادانی که امتیاز آپگار آنها 5 به پایین است در آینده به مشکلات مغزی و اعصاب دچار خواهند بود. مطالعات اخیر ثابت کرده که تنها معیار آپگار نمی تواند مشکلات طبی آینده را پیش بینی کند.
نکته مهم در استفاده از معیار آپگار، سادگی آن است بطوریکه روش محاسبه بسیار سریع و مطمئن و دقیق برای بررسی سلامت نوزاد در اولین لحظات پس از تولد است. نه بیشتر و نه کمتر ....
نظرات ()مشاوره در امور چاپ و نشر کتاب
فرهیختگان گرامی چنانچه تمایل دارید مجموعه آثار شما در قالب کتاب زیرنظر انتشارات اسماء تهران با حداقل هزینه به چاب برسد با ما تماس بگیرید
(برای اطلاعات بیشتر به صفه انتشار کتاب مراجعه کنید)
نظرات ()
مدتی پس از تولد کودک، تقریبا هر پدری با شوک واقعیت مواجه خواهد شد: او پدر شده است، با مسوولیتها، فشارها و انتظارات جدیدی که باید با آنها کنار بیاید. این واقعیت های ساده، خیلی زود برای برخی از ما بروز می کنند، حتی پیش از آنکه همسر و نوزادمان پس از زایمان از بیمارستان مرخص شوند. برای برخی دیگر، این شوکها چند روز پس از تولد نوزاد آغاز می شوند. به هر حال، دیر یا زود، ما خواهیم فهمید که زندگی مان با تغییری ابدی مواجه شده است. گاهی اوقات این تغییرات ظریف و کوچک هستند و گاهی اوقات نه؛ اما معمولا برای ما غافلگیر کننده خواهند بود.
برخی از این احساسات از قرار زیر خواهند بود:
در ماههای اول پس از تولد نوزاد، بروز احساسات متضاد در پدر، امر مهمی است که این چند ماه را از همه سالهای بعدی متمایز می سازد. پدر از یک سو با احساس مردانگی، قدرت و افتخار (بواسطه حیات بخشیدن به یک موجود جدید) مواجه است و از سوی دیگر، هنگامی که نمی تواند نیازهای کودکش را برآورده سازد یا حتی گاهی اوقات از درک این نیازها نیز عاجز می شود، احساس درماندگی به او فشار می آورد.
عشق همه جانبه شما به کودکتان با عشق شما به هیچ شخص دیگری قابل مقایسه نیست.
ممکن است یک روز به نوزاد خود نگاه کنید و متوجه شوید که از آن علاقه تند و تیز روز قبل، خبری نیست؛ آن شور و عشق، جای خود را به یک احساس معمولی داده است. نمی دانید که آیا اصلا این کودک را می شناسید یا خیر؟ اصلا برایتان اهمیت دارد یا خیر؟ احساس می کنید که دوست دارید همه این احساسات پدرانه را به گوشه ای بیندازید و یک زندگی جدید را آغاز کنید. احتمال زیادی وجود دارد که اولین چیزی که حس کنید، احساس گناه باشد: فکر می کنید که چون احساس شما نسبت به این نوزاد بیگناه متغیر است و نمی توانید همواره او را با تمام وجود دوست داشته باشید، پس پدر خوبی نیستید. این دمدمی مزاج بودن، بخشی از احساس پدر شدن است، و این حالتها بارها و بارها در سالهای آینده (حتی تا 50 سال بعد) تکرار خواهند شد؛ پس بهتر است به آن عادت کرده و با آن کنار بیایید.
هرچند برخی فکر می کنند که افسردگی پس از زایمان متعلق به زنان است، اما واقعیت این است که تعداد زیادی از مردان نیز پس از تولد نوزاد خود دچار افسردگی می شوند. برخلاف همسرتان، افسردگی شما ناشی از تغییرات هورمونی در بدن شما نیست، بلکه بیشتر ناشی از واقعیتهاست. هنگامی که شما در انتظار به دنیا آمدن کودک خود بودید یا در روزهای اول پس از تولد او، اطرافیان بیشتر به شما توجه می کردند و چندان به شما سخت نمی گرفتند. اما پس از چند هفته، دوباره به کار و فشارهای آن برمی گردید؛ بعلاوه باید با هزینه های جدیدی که بر زندگی شما تحمیل شده، به هم ریختن برنامه خوابتان و حتی موارد جزئیتری مانند افزایش شستشو در منزل، کنار بیایید. همین موارد برای افسرده کردن یک نفر کافی است.
اولین ماههای پس از تولد نوزاد، برای پدر، آغشته به ترس ها و دلهره ها است: نگران هستید که شاید نتوانید انتظاراتی را که از شما به عنوان یک پدر می رود، برآورده کنید؛ دلهره دارید که شاید نتوانید از کودک یا خانواده خود در برابر مشکلات یا خطرها حفاظت کنید؛ از اینکه نمی دانید چگونه باید با کودک خود برخورد کنید نگرانید؛ اینکه ممکن است بیش از حد به پدر خود شبیه باشید، یا از سوی دیگر اینکه نمی توانید به اندازه کافی مانند او خوب باشید، شما را آزار می دهد و اینکه احتمال می دهید شاید اشتباه خطرناکی مرتکب شوید، بیش از هرچیز دیگر برای شما دغدغه ایجاد می کند. این دغدغه ها و موارد دیگر، مرحله ای طبیعی از تبدیل شدن از یک مرد یا شوهر به یک پدر است.
پیش از آنکه شما و همسرتان صاحب فرزند شوید، زمان زیادی را به یکدیگر اختصاص می دادید، نیازهای یکدیگر را برآورده کرده و رابطه تان را هر روز محکم تر می کردید. اما پس از آنکه کودک پا به زندگی شما گذاشت، همه چیز تغییر کرد: اکنون نوزاد به محور همه توجهات، فعالیتها و کارهای شما تبدیل شده است. کارهایی که می تواند شما و همسرتان را به یکدیگر نزدیکتر کند به کنار؛ شما حتی به ندرت زمان کافی برای خواب مناسب پیدا خواهید کرد. اگر امکان داشت، مدتی از وقت خود را، حتی اگر شده، فقط چند دقیقه در روز، خالی کنید تا با همسر خود صحبت کنید: درباره هر موضوعی غیر از نوزاد!
در شش تا هشت هفته اول پس از تولد نوزاد، احتمالا کودک شما نمی تواند نظرش را در مورد رفتار شما به عنوان یک پدر، به شما انتقال دهد: شاید چند لبخند، بدون خنده و قهقهه، و تقریبا هیچ پاسخ دیگری. او تقریبا کار دیگری غیر از گریه کردن بلد نیست. شاید بتوانید برخی از رفتارهای ساده او را جدی گرفته، تفسیر کرده و سعی کنید نظرات او را درک کنید: مثلا اگر به شما توجه نشان نداد، به این نتیجه برسید که او شما را یک "پدر خوب" نمی داند. اما بهتر است این کار را نکنید. اگر شما از او دور شوید، او هم از شما دور خواهد شد. پس بهتر است صبر کنید تا او بتواند بهتر قضاوت کرده و نظراتش را دقیق تر انتقال دهد؛ صبوری در این مرحله، خیلی ارزشمند است.
اگر یک سال پیش یک نفر به شما گفته بود که شما پس از تولد کودک مشتاقانه در بحثهای طولانی راجع به استفراغ کودک و آروغ گرفتن از او، پس دادن شیر پستان و رنگ و شکل پوشکهای مصرف شده صحبت خواهید کرد، شاید او را احمق فرض می کردید؛ اما احتمالا الان او را تصدیق می کنید! و شاید حتی این بحثها را دوست هم دارید!
پیش از آنکه بچه دار شوید، اگر می خواستید از خانه خارج شوید، کافی بود کیف پول و سوییچ ماشین را برداشته و اجاق گاز را خاموش کنید. اما اکنون اگر بخواهید به همراه کودک خود تا سر خیابان بروید و برگردید، باید به اندازه رفتن به کوه اورست تجهیزات ببرید! بعلاوه، زمانی که فکر می کنید همه کارهای لازم را انجام داده و همه وسایل ضروری را برداشته اید، به محض خروج از خانه، متوجه می شوید که باید پوشک کودک را عوض کنید!
شما به تدریج یاد می گیرید که واکنشها و پیامهای کودک خود را فهمیده و نیازهای او را برطرف کنید؛ در همین حین، تواناییهای فیزیکی کودک شما نیز رشد کرده و او خواهد توانست علاقه اش به شما را به نحوی زیبا و جذاب، نشان دهد. هنگامی که کودک برای اولین بار برای شما صدایی از خودش در بیاورد، شما را بغل کند، یا در آغوش شما به خواب رود و ضرباتی با دستهای کوچکش بر شانه های شما بزند، شما معنای واقعی زندگی و عشق را خواهید فهمید!
نظرات ()سندرم رایز یک بیماری نادر است که کودکان هنگامی که در حال بهبود از یک بیماری ویروسی (مانند آنفولانزا، سرماخوردگی یا آبلهمرغان) هستند بدان دچار میشوند. هرچند عامل این بیماری ناشناخته است، مطالعات نشان دادهاند کودکانی که به بیماری ویروسی مبتلا باشند و از آسپیرین استفاده کنند، احتمال بیشتری دارد که به سندرم رایز مبتلا شوند.
اگر میخواهید جانب احتیاط را رعایت کرده باشید (چون هرگز بطور قطعی نمی توانید مطمئن باشید که آیا علامتهای بیماری در کودک شما ناشی از یک بیماری ویروسی است یا نه)، هیچگاه به کودک خود آسپیرین ندهید.
سندرم رایز میتواند در هر فردی و در هر سنی بروز کند، اما معمولا کودکان چهار تا دوازده ساله را هدف قرار میدهد و هرچند میتواند در هر زمانی از سال رخ بدهد، اما میزان بروز آن در ماههای شیوع آنفولانزا (دی، بهمن و اسفند) بیشتر است.
سندرم رایز تا حدودی بواسطه اینکه نادر است، درست تشخیص داده نمیشود. به عنوان مثال ممکن است با انسفالیت، مننژیت، استفاده بیش از حد از دارو، سندرم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) یا مسمومیت اشتباه گرفته شود.
سندرم رایز به همه اندامهای بدن آسیب میرساند اما بدترین آسیب را به کبد و مغز میزند. اگر این سندرم مورد معالجه قرار نگیرد، بیماری میتواند به سرعت به از کار افتادن کبد، آسیب مغزی و حتی مرگ منجر شود.
اگر فکر میکنید کودک شما ممکن است سندرم رایز داشته باشد متوجه باشید که یک موضوع اورژانسی است، پس به سرعت پزشک او را خبر کنید، او را به اورژانس برسانید یا با اورژانس تماس بگیرید. تشخیص سریع بیماری میتواند شانس زنده ماندن کودک را تا حد زیادی افزایش دهد.
نشانههای سندرم رایز ممکن است در مدت ابتلا به یک بیماری ویروسی ظاهر شوند، اما معمولا یک تا دو هفته پس از آن بروز میکنند. کودکی که به سندرم رایز مبتلا است، ممکن است تب داشته باشد یا نداشته باشد. سایر نشانهها معمولا در مراحل بعدی بروز میکنند.
در کودکان، اولین نشانه معمولا استفراغ دائمی است، اما کودک ممکن است در عوض اسهال داشته باشد. سایر نشانههای اولیه عبارتند از: تنفس نامنظم، بیحالی یاخوابآلودگی.
با پیشرفت بیماری و تاثیر آن بر مغز، کودک ممکن است پرهیجان یا بیشفعال شود. همچنین ممکن است دچار تشنج یا صرع شود، به کما برود و اگر معالجه نشود، ممکن است بمیرد.
البته کودکی که به یک بیماری دیگر (و نه به این اندازه شدید) مبتلا باشد نیز ممکن است این نشانهها را از خود بروز دهد. با این حال، از آنجا که معالجه سریع اهمیت دارد، شما باید مراقب باشید.
آسپیرین ندادن به کودک، بهترین دفاع است. علت این بیماری ناشناخته است اما تحقیقات نشان میدهند که استفاده از آسپیرین یا داروهای حاوی آسپیرین در کودکانی که بیماری ویروسی دارند یا به تازگی از یک بیماری ویروسی بهبود پیدا کردهاند، میتواند منجر به بروز این سندرم شود. در واقع، 90 تا 95 درصد از مبتلایان به این سندرم، در یکی از بیماریهای ویروسی اخیر خود از آسپیرین استفاده کردهاند.
سندرم رایز واگیردار نیست، پس لازم نیست نگران آن باشید که کودک شما این بیماری را از دیگری بگیرد.
برای مراقبت از سلامت کودک، احتیاطهای زیر را رعایت کنید:
نظرات ()