روانشناسی و مشاوره(omidi_1200@yahoo.com)

مشاوره رایگان . مشکلات خودت را در بخش نظرات بنویسید و 48 ساعت بعد جواب دریافت کنید و با کلیک بر روی تبلیغات به گسترش اهداف ما کمک کنید. در صورت کلیک بر روی تبلیغات به سوالات شما جواب داده می شود

نور آفتاب و کودکان
نویسنده : مهران آرزومند امیدی لنگرودی - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧
 

 

 نور آفتاب و کودکان

 

دکتــر بتول ریاضی

 

نور آفتاب برای سنتز ویتامین دی (D) در بدن انسان ضروری است. کودکان به لحاظ نیاز بیشتربه ویتامین دی برای رشد استخوانها و دندانها در اثر کمبود آفتاب بیشتر مشکل پیدا می‌کنند. پس ضرورت دارد که بطور متناوب در طول هفته در معرض نور مستقیم خورشید قرار گیرند ولی این نور آفتاب به دلیل لطافت و ظرافت زیاد پوست کودک ممکن است حساسیت شدید ایجاد کند قسمت عمده اشعه خورشید برای پوست مضر است بنابراین به لحاظ حساسیت بیشتر پوست اطفال در برابر نور آفتاب ممکن است محافظت پوست نیز انجام شود. از طرفی کودکان نسبت به بزرگسالان مدت طولانی‌تری را در هوای آزاد سپری می‌کنند و بطور معمول در طی یکسال 3 برابر بالغین اشعه ماوراء بنفش خورشید را دریافت می‌کنند. مقدار تابش پرتوهای خورشید دارای اثرات تجمعی هستند و درصورت تماس زیاد ممکن است در سنین بسیار پایین خصوصیات ژنتیکی فرد آسیب پذیر شوند. و زمینه ایجاد سرطان پوست را فراهم نماید.


بعضی از کودکان رنگدانه طبیعی پوست را بطور ارثی یا کم دارند یا اصلاً ندارند این کودکان حساسیت فوق العاده شدیدی به اشعه ماوراء بنفش خورشیدی دارند و باید از همان دوران کودکی محافظت در مقابل اشعه خورشید برای جلوگیری از ایجاد سرطان پوست را اعمال کرد.
پیری زودرس پوست و سرطان پوست دو عارضه مهم تماس طولانی با نور آفتاب در سنین کودکی است.در ده سال اول عمر به جهت رشد و حساسیت پوست اقدامات اولیه باید انجام شود.

 

لباس کـــــودک در آفتــــــاب

پوشش لباس کـــودک خصوصاً در فصل تابستان که روزها طولانی تر و اشعه خورشیدی عمودی‌تر است باید مناسب باشد لباس‌هائی با پوشش کامل بطوریکه دستها و پاها و گردن و سینه کودک بطور کامل پوشانیده شود ضمناً رنگ روشن لباس نیز در کاهش جذب اشعه خــــورشیدی و کاهش عوارض مؤثر است لباسهای تابستانه که معمولاً بدون آستین و پوشش کامل دست و پا می‌باشد لباسهای مناسبی برای تابستان کودکان نیست. ساعاتــــی از روز (10 صبح تا 5 بعدازظهر) که هوا گرمتر است و اشعه خورشیدی عمـــودی‌تر است، کــــودکان باید در منـــزل بازی و فعالیت و استراحت داشته باشند تا از گـــرما زدگی و آفتاب سوختگی و عـــوارض آن مصون باشند.


استفاد از کــــــلاه در کـــــــودک
کلاه خصوصاً کلاههای نقاب‌دار که پشت گردن، گوشها و پیشانی و صورت را بپوشاند مناسب‌ترین وسیله محافظت در برابر نور خورشید است.

 

 

استفـــاده از عینـــک آفتابــــی در کــــــودک
استفاده از عینک آفتابی طبی با نظر چشم پزشک برای محافظت چشم‌ها و همچنین گونه‌ها از آفتاب سوختگی مناسب است. استفاده از عینکهای معمولی غیر استاندارد با شیشه‌های تیره که اغلب کودکان به عنوان اسباب بازی از آن استفاده می‌کنند به هیچ وجه مناسب نیست و بعضاً ممکن است به لحاظ ایجاد اتساها مردمک بعلت تیرگی رنگ آن و نفوذ اشعه مضر خورشید به شبکیه چشم ضرر جدی داشته باشند. کودکانی که رنگدانه پوست آنها کم است و یا عیب انکساری چشم دارند حتماً باید با نظر چشم پزشک از عینک مناسب در مدت زمان مناسب استفاده نمایند. عینک‌هائی که فلزی هستند احتمال سوختگی و آسیب به پوست صورت بیشتر است حتماً باید با محافظ مناسب استفاده شوند.

 

کــــرمهای ضد آفتــــاب در کــــودکان
برای جلوگیری از سوختگی پوست مانند سیاه شدن رنگ پوست، سرطان پوست، پیری زودرس پوست باید ضدآفتاب‌‌های موضعی با عیار محافظتی بالا بطور مرتب به قمستهای در معرض آفتاب مالید و از تماس پوست با نور آفتاب در ساعاتی که بیشترین خطر را برای پوست دارد جلوگیری کرد. کرمهای ضد آفتاب کودکان مخصوص است و باید مناسب سن آنها و فصل سال استفاده شود. این کرمها باید ترکیباتی داشته باشد که ساختمانهای سلولی نارس را محکم کند و شدیداً نسبت به شستشو مقاوم باشد. چرا که کودک در ضمن فعالیت در معرض نور خورشید چنانچه پوست خود را با آب بشوید کرم اثر خود را داشته باشد.

 

نــــوع پـــوست کــــودک در آفتــــاب
کودکانی که پوست روشن‌تر و سفید‌تر دارند تماس تدریجی با نور آفتاب شدیداً به پوست آنها آسیب می‌رساند. کودکان که پوست تیره‌تری دارند شدت آسیب کمتر است ولی بدون آسیب نیست. کرمهای ضد آفتاب هر 2 ساعت در صورت تماس با نور آفتاب باید تکرار شود.

استفاده از لباس کم هزینه‌ترین و ساده‌ترین روش جلوگیری از آسیب پوست توسط نور خورشید است. پوشیدن لباس مناسب خصوصاً در ساعات حساس روز مثل قبل از ظهر تا بعد از از ظهر در تابستان بهترین روش پیشگیری مضرات نور خورشید است.

 

شــــرایط جدی و اثـــــرات نــــور خــــورشید
فراموش نکنید در ارتفاعات بالای تپه و بالای کوه اشعه خورشید خطرناکتر و عوارض پوستی بیشتر است و هوای ابری مانع از اثرات مضر خورشید روی پوست نیست. در هوای ابری حتی اگر آفتاب نباشد اقدامات محافظتی چشم و پوست حتماً باید انجام شود زمین خود نیز منعکس کننده اشعه خورشیدی است زمانی برف روی سطح زمین است و یا کودکان کنار رودخانه با آب بازی می‌کنند و یا اینکه روی شن بازی می‌کنند، شدت انعکاس اشعه خورشیدی بیشتر است و باعث آسیب بیشتر به پوست می‌شود.
وزیده باد خنک اثر نفوذی اشعه خورشید به پوست را بیشتر می‌کنند بنابراین باید در این شرایط دقت بیشتری برای محافظت پوست انجام داد.

 

دارو‌ها و پــــــوست
بسیاری از فرآورده‌های دارویی که به شکل خوراکی یا تزریقی استفاده می‌شود حساسیت پوست را به نور خورشید بیشتر می‌کند. داروهای موضعی نیز می‌تواند حساسیت به نور آفتاب را بیشتر کند. بعضی از داروهای اعصاب و آنتی‌ هسیتامینها می‌تواند حساسیت پوست را به آفتاب بیشتر و عوارض آن را بیشتر کنند عطر و ادکلن حساسیت پوست را به نور آفتاب بیشتر می‌کند. کلاً از مصرف عطر و ادکلن در کودکان باید خوداری کرد خصوصاً روی پوست آنها و بالا‌خص وقتی که در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند.


در عوض بسیاری از داروها هستند که باعث ایجاد لایه محافظ روی پوست می‌شود. با مشورت با پزشک داروی مناسب برای محافظت پوست باید استفاده کرد. اشعه خورشیدی 3 نوع اشعه مضر برای پوست داده، بنابراین ترکیباتی مناسب‌تر هستند در مقابل هر 3 نوع اشعه خورشیدی بتوانند پوست را محافظت کنند. این داروها باید ترکیبات پایداری روی سطح پوست ایجاد کنند که زمان طولانی‌تری پوست را در مقابل نور خورشید محافظت کنند. در ضمن در کودکانی که خصوصاً در فصل تابستان از استخر یا جکوزی استفاده می‌کنند کرم ضد آفتاب باید نسبت به شستشو آب مقاوم باشد و زمان طولانی‌تری روی سطح پوست باقی بماند. چربی‌های سطح پوست بدن و رنگدانه موجود در سلولهای سطح پوست آنرا در مقابل ترکیب اشعه خورشیدی محافظت می‌کند بنابراین پوستهائی که چربی کمتری دارد و کودکانی که پوست خشک یا پوست بیمار دارند یا رنگدانه کمتری دارند حساسیت به نور آفتاب نیز بیشتر دارند.

 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : مهران آرزومند امیدی لنگرودی - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦
 
چگونه با ناکامی ها بجنگیم؟
چهارشنبه 26 فروردی1388
130105nakami.jpgناکامی در نتیجه تهدید سازگاری فرد بواسطه عوامل متفاوت بوجود می آید. در اکثر موارد، زندگی راه حل های آماده ای را در مقابله با مسائل و مشکلات، در اختیار ما قرار نمی دهد. هنگامی که افراد در مسیر رسیدن به اهداف خود، با موانع و محدودیت هایی مواجه می شوند، از روش های متعددی در جهت مقابله با ناکامی استفاده می کنند، ولی در اغلب اوقات این روشها با موفقیت همراه نیست. لذا ناکامی و سرخوردگی در افراد پیدا می شود. در چنین شرایطی، ناکامی غیر قابل اجتناب است. ناکامی با توجه به پیچیدگی جوامع و پیشرفت فناوری و سرعت کارها، یک امر معمول و غیر قابل اجتناب است. ناکامی ممکن است از یک امر بسیار ساده ایجاد شود و یا ناشی از مسایل خیلی مهم و پیچیده باشد. در این مقاله ابتدا مفهوم ناکامی توضیح داده می شود، سپس به بررسی دلایل ناکامی می پردازیم. آنگاه واکنشهای فرد در برابر ناکامی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و در پایان هم چگونگی مقابله با ناکامی تشریح خواهد شد.
  • مفهوم ناکامی
    «ناکامی عبارت است از سد شدن راه یک موجود زنده دارای انگیزه که می خواهد به هدفی مثبت برسد یا از هدفی منفی اجتناب کند.» وقتی کسی آرزو دارد که کاری را انجام دهد و به دلایلی نمی تواند، دچار ناراحتی و تنش می شود، به این وضعیت معمولاً ناکامی می گویند. هرچه تعداد کارها و مسایلی که فرد باید انجام دهد، بیشتر باشد، کنترل آنها نیز مشکل تر می شود، از اینرو ممکن است عدم کنترل و احاطه آنها، فرد را به سوی ناکامی بکشاند. وقتی فرد دچار ناکامی می گردد، تحت تاثیر عواطف شدیدی قرار می گیرد و رفتارش غیر طبیعی می شود. در بسیاری از موارد ناکامی سبب می شود که فرد بطور کلی از رسیدن به هدف متوقف شده و سرخوده و گریزان گردد. «هنگامی که دست یابی به یک هدف خواستنی یا ارضای یک نیاز، ناممکن می شود یا به تاخیر می افتد، ناکامی روی می دهد. این محرومیت ممکن است به سبب علل درونی یا عوامل محیطی باشد.»

    در برخی مواقع، علل نرسیدن به هدف از درون فرد سرچشمه می گیرد و ناشی از کمبودها و ضعف های اوست، مانند معلولیتهای جسمانی و عدم برخی از توانای ها، که ممکن است فرد را از نیل به هدف باز دارد. خطر اینگونه ناکامی برای شخصیت فرد، بیشتر از سایر ناکامی هاست.
  • برخی از دلایل معمول ناکامی
    همانطور که قبلاً گفته شد، وقتی سازگاری فرد بواسطه ی عوامل متعدد تهدید شود، ناکامی اتفاق می افتد. همچنین موانع و محدودیت های مختلف، که انسان را از رسیدن به هدف باز می دارد، او را با ناکامی مواجه می سازد. علاوه بر این، با توجه به پیشرفت جوامع و سرعت کارها، ناکامیهای دیگری نیز دامنگیر انسان است، که دلایل آنها بسیار ساده و معمول تلقی می گردد. اینک به برخی از آنها اشاره می گردد:

    1. ناکامی ازمسائل غیر شخصی
      بسیاری از اتفاقات پیش پا افتاده مانند ترافیک، خاموش شدن موتور اتومبیل و غیره همه مثالهایی از مسائل غیر شخصی در ایجاد ناکامی محسوب می شوند.
      عصبانیت افراد در برخورد با چنین وضعیتهایی یک امر کاملاً عادی است. این گونه تنش و ناکامی باید کنترل شود و تحت قاعده و نظم در آید. البته کنترل به  معنای آن نیست که ناکامی به هیچ وجه ایجاد نشود، بلکه منظور آن است، که افراد نباید اجازه دهند این مسائل ساده و معمولی بیش از اندازه در زندگی آنها تاثیر بگذارد.
    2. ناکامی ناشی از مردم
      هر فردی در زندگی در جهت پیشبرد اهداف خود و رسیدن به مقصود به کمک و پشتیبانی مردم احتیاج دارد. اما گاهی اوقات برخی از مردم سد راه دیگران می شوند و آنها را از رسیده به اهداف خود باز می دارند. هر انسانی مجموعه ای از نیازها، باورها، آرزوها، ارزشها، نگرش ها، توانائیها، ایده آلها، صفات و عقاید است و افراد بدلیل ارتباطات گوناگون و روابط پیچیده اجتماعی، خواه ناخواه در سر راه یکدیگر قرار می گیرند. هرچند روابط انسانی مناسب بسیاری از مسائل و مشکلات را حل می نماید، ولی در بهترین حالت روابط هم ممکن است تنش و ناکامی ایجاد شود. مثلاً در خانواده ای که روابط صمیمی در بین اعضای آن حاکم است، گاهی پیش می آید که نیازها و خواسته های آنان با هم هماهنگ نباشد از این رو هر یک خستگی و ناکامی دیگری را فراهم می نماید.
    3. ناکامی ناشی از محدودیت ها
      بطور قطع در زندگی فردی و اجتماعی محدودیتهایی وجود دارد، که پاره ای از آنها باعث ناکامی افراد می گردند. وقتی که فردی نتواند چیزی یا مطلبی را در موقع لزوم و با سرعت دلخواه به یاد آورد  یا عقاید و نظرات خود را به دیگران بقبولاند و یا تنگناهای که از طریق قوانین و مقررات برای او ایجاد می شود، دچار تنش و ناکامی می گردد. در برخی مواقع هم ممکن است که از مسائل معمول و بسیار ساده احساس ناکامی کند. مثلاً هنگامی که قادر نیست میخی را بدون کج شدن به دیوار بکوبد و یا براحتی نتواند اتومبیل خود را از پارکینگ خارج نماید.
  • واکنش های فرد در برابر ناکامی

    1. پرخاشگری
      اکثر روانشناسان عقیده دارند که پرخاشگری همیشه بدنبال ناکامی آشکار می شود. یکی از واکنشهای عاطفی فرد در برابر ناکامی، پرخاشگری و تهاجم است. رفتارهایی مانند بر افروخته شدن، حمله به اشخاص، لگد زدن به در، کوبیدن به دیوار، پرت کردن اشیاء، فحش دادن به یک ماشین و غیره نمونه هایی از پرخاشگری است. بیشترین و پیچیده ترین شکل پرخاشگری در والدینی مشاهده می شود که تنش و ناکامی ناشی از کار روزانه خود را بر سر اعضای خانواده خالی می نمایند. در حقیقت ناکامی ناشی از کار باعث بروز عواطف بسیار شدیدی در فرد می شود. گاهی هم پرخاشگری افراد، ناشی از آن است که آنها مشکلات خود را نشانه ای از کوتاهی دیگران مانند رئیس موسسه، همکاران و یا اقوام می دانند.

    2. گوشه گیری و بی تفاوتی
      تهاجم و پرخاشگری در همه موارد نمی تواند بهترین روش برای سازگاری باشد. در برخی موارد گوشه گیری و فرار از موقعیت خطرناک و ترس آور، منطقی ترین روش در برابر ناکامی محسوب می شود. گاهی اوقات گوشه گیری و بی تفاوتی، حالت غیر معمول به خود می گیرد و باعث جدای فرد منزوی از واقعیت ها می شود و آشکار شدن مجدد تمایلات، امید ها و آرزوها را از بین می برد. گوشه گیری هم زمانی جنبه خیال بافی به خود می گیرد و فرد آنچه را که نمی تواند در جهان واقعی حل کند، به دنیای درون و تخیل خود می برد. بی تفاوتی هم باعث می شود، که فرد هر گونه علاقمندی خود را از دست بدهد.

    3. رجعت
      رجعت عبارت است از بازگشت به مراحل اولیه و دوران مطمئن تر و لذت بخش تر زندگی در گذشته، هنگامی که انسان با ناکامی مواجه می شود، در برخی اوقات عکس العملی از خود نشان می دهد که شبیه به رفتار دوران کودکی است. مثلاً از دیگرا انتظار دارد تا مساله ای را که سبب ناکامی او شده، برایش حل کنند. در برخی مواقع هم فرد در مواجه با ناکامی می گرید و یا از خاطرات خوش گذشته یاد می کند. یا جوانی که به کار اشتغال می ورزد، اگر پس از مدتی به دلایلی نتواند در کارش موفق شود و پیشرفت کند، ممکن است مجدداً به پدرش متکی گردد. در این مثال ها تنش و ناکامی، واکنشی در افراد ایجاد می نماید که رجعت نام دارد. «فروید» اولین روانشناسی است که به این واکنش اشاره  می کند و آن را یکی از روشهای غیر منطقی مقابله با ناکامی می داند.

    4. تثبیت
      اگر رفتار انسان غیر قابل تغییر گردد، در این حالت کیفیتی در رفتار بوجود می آید که تثبیت نام دارد. یکی از مهمترین ویژگی های آدمی آن است که می تواند تحت بسیاری از شرایط، خود را با محیط زندگی هماهنگ ساخته و به نوعی سازگار نماید، ولی گاهی اوقات فشار های محیط از انعطاف پذیری رفتار انسان می کاهد و سبب نابودی آن می شود، از این رو بسیاری از رفتار های عصبی و روانی افراد تثبیت و غیر قابل برگشت می شوند. افکار وسواسی که روزانه به طور متوالی به ذهن فرد هجوم می آورند و یا اعمال و کردار وسواسی که مرتباً فرد را به انجام کارهای تکراری وا می دارند، حالات و روشهای تثبیت شده ای در جهت مقابله با تنش و ناکامی هستند.

    5. تضاد
      تضاد نوع خاصی از ناکامی است که در اثر درگیری دو انگیزه متفاوت ولی همزمان بوجود آمده و در فرد فشارهای روانی شدیدی ایجاد می نماید. گاهی اتفاق می افتد که فرد باید از بین دو چیز، دو موقعیت و یا دو شغل که هدف مشخصی را بر آورده می سازند، یکی را انتخاب کند. فرضاً اگر فرد شغلی را انتخاب نماید، ممکن است بلافاصله یا گاهی اوقات از انتخابی که کرده است، دچار تنش و ناکامی شود.

      نوع دیگری از ناکامی در این زمینه، موقعی ایجاد می شود که اهداف و آرزوهای فرد، بااخلاق، طرز تفکر، رفتار و روحیات او منافات داشته باشد، مانند فرد پول دوست و خود خواهی که تمایل به دوستی و ارتباط با مردم را دارد. از آنجا که آرزو و رفتار چنین فردی با هم مغایر است، به ناکامی و تنش دچار می شود.

    6. چگونگی مقابله با ناکامی
      بطور کلی همه افراد، در طول زندگی خود گاهی دچار تنش و ناکامی می شوند. البته داشتن تنش تا حدودی لازم است؛ زیرا فرد را تحریک می کند تا برای رسیدن به اهداف خود تلاش نماید، اما تنش و اضطراب بیش از حد، باعث مشکلات زیادی در زندگی فرد می شود و او را از رسیدن به هدف باز می دارد. افراد از لحاظ توانایی و شیوه های مقابله با ناکامی، با یکدیگر فرق دارند.

      برخی افراد از توان بیشتری در مواجه با ناکامی برخوردارند و در مقابل آن تا حد ممکن، به تلاش خود ادامه می دهند. عده ای نیز در برابر ناکامی ها و شرایط مشابه آن، تسلیم می شوند و تعدادی هم در زیر فشار ناشی از تنش و ناکامی، کاملاً خرد و پاشیده می گردند. «در برابر ناکامی ها از نوع ضعیف یا قوی، بهترین راه آن است که فرد هدف خود را واقع بینانه دنبال کند. در این نوع موقعیت ها، لازم است شخص تشخیص دهد که با مساله ای روبروست و این مساله باید حل شود. وی باید در رفع مشکلی که پیش آمده، از همه نیروهای خود استفاده کند، یا با یافتن راه حلی شایسته و مناسب، بکوشد تا بر موانع غلبه کند.»

      افرادی می توانند بهتر در برابر ناکامی ها ایستادگی کنند که ظرفیت روانی و صبر و تحمل بیشتری داشته باشند. توان مقابله افراد با ناکامی، تا حدود زیادی به جریان رشد و تکامل آنها در خانواده و تجربیاتی که در این زمینه کسب کرده اند، بستگی دارد، مثلاً فردی با ناکامی هایی مواجه شده که خیلی جدی و مهم نبوده و یا با فاصله زمانی طولانی رخ داده است. البته گاهی اوقات هم والدین سبب ناکامی های فرزندان خود می شوند، زیرا همیشه نمی توانند نیاز ها و خواسته های آنان را بر آورده سازند. والدین باید این مفهوم را به فرزندان خود آموزش دهند که نیاز های آنان همیشه بر آورده نمی شوند و این یک امر طبیعی است. زمانی هم نیازهای دیگران بر نیازهای خودی مقدم تر است و افراد باید این مساله را  به عنوان یک امر طبیعی در زندگی خود بپذیرند.

      در برخی مواقع نیز این نگرش را که «اگر نمی توانی چیزی را مغلوب کنی، با آن بساز» را باید قبول کرد و بر اساس آن، میزان سازگاری خویش را در برابر مشکلات و ناکامی ها، افزایش داد. انسانها باید سخت تلاش کنند و به آنچه که از راه زحمت و صبر و پایداری بدست می آورند، افتخار نمایند. در عین حال باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از مسائل و مشکلات را نمی توان تغییر داد. باید در مقابل دشواریها و ناملایمات، استقامت نمود و برای رسیدن به اهداف بزرگ و عالی، گاهی هم درد و رنج های کوچک را تحمل کرد.

 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : مهران آرزومند امیدی لنگرودی - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦
 
زنان بزرگترین قربانیان افسردگی
23805sadness.jpgزنان بزرگترین قربانیان افسردگی
چه کسانی بیش از همه دچار افسردگی می شوند؟ بی شک این موضوع شامل زنان می شود. زنان دو برابر مردان در معرض حالت های افسردگی قرار دارند. چنانچه مطلقه و یا بیکار باشند، احتمال افسردگی در آنان افزایش می یابد. چگونه می توان این نابرابری و عدم تساوی بین زن و مرد را توضیح داد؟ مطالعه گسترده ای که در مدیریت پژوهش و مطالعات ارزیابی و آماری به عمل آمده، سعی داشته که به این پرسش پاسخ دهد. نتایج به  دست آمده حاکی از آن است  که زنان در راس همه گروهها قرار دارند.

زنان بیشتر دچار افسردگی می شوند

مهمترین قربانیان افسردگی را زنان تشکیل می دهند. تحقیقات مختلفی که در این زمینه در فرانسه صورت گرفته، در واقع نشانگر آن است که به نسبت هر دو مردی که دچار حالت افسردگی می شوند، 3 و یا 4 زن وجود دارد  و این مسئله ربطی به شرایط خاص زندگی زنان مثلاً حقوق کمتر نسبت به مردان ندارد. چنانچه فاکتورهای احتمال افسردگی در آنان را یکسان قرار دهیم، مثلاً اگر زن و مرد از نظر سن، موقعیت شغلی و سطح تحصیلات در یک رده باشند، احتمال اینکه یک زن دچار افسردگی شود دو برابر بیشتر از یک مرد است.

دلایل افسردگی زنان

دلیل این حساسیت و آسیب پذیری زنانه چیست؟

قبل از هر چیز باید خاطر نشان کرد که تفاوت میان مرد و زن مطمئناً نادرست است چرا که در حقیقت مردان بیش از آنچه آمار و ارقام نشان می دهد تحت تاثیر افسردگی قرار می گیرند. اما به سندرم افسردگی در این آقایان توجه چندانی نشده است. با وجود در نظر گرفتن این بعد قضیه، ناگزیر باید تصدیق کنیم که در زنان حساسیت و آسیب پذیری بیشتر است.

زوجین یکدیگر را در برابر افسردگی حمایت می کنند

همسر، عضوی حمایت کننده در برابر افسردگی است. زمانی که با مشکلات و ناملایمات  زندگی روبرو می شوید، از حمایت همسرتان که مانند تکیه گاهی در کنارتان قرار دارد، برخوردار می شوید. بنابراین مجرد یا متاهل بودن در احتمال افسردگی تاثیر گذار است.
احتمال افسردگی فرد متاهل نسبت به فرد مجردی که با فرد دیگری هم خانه است کمتر بوده و احتمال افسردگی  این فرد از یک فرد مجرد کمتر است. (افراد مجرد بیش از افراد متاهل در معرض افسردگی قرار دارند.) و در میان افراد مجرد، مطلقه ها و بیوه ها بیش از سایر مجرد ها دچار حالت افسردگی ماژور می شوند و این  به دلیل آنست که طلاق و جدایی افسردگی را 2 تا 3 برابر افزایش می دهد. همچنین قابل ذکر است که مردان بیشتر بعد از مرگ همسرانشان دستخوش افسردگی می شوند در حالی که زنان بیشتر بعد از طلاق دچار این حالت می شوند.

بیکاری، فاکتوری که احتمال افسردگی را افزایش می دهد
بی شک عدم فعالیت و بیکاری نیز فاکتور مهمی در افسردگی است. دست کم 16 در صد افراد بیکار دچار افسردگی شده اند. مردان زمانی که شغلشان را از دست می دهند بیش از دیگران دستخوش این حالت می شوند و میزان درآمدشان آنها را در برابر افسردگی ایمن نگه نمی دارد. به عبارتی، از نظر شغلی و اجتماعی  در هر رده و طبقه ای که باشند، با از دست دادن شغلشان به شدت تحت تاثیر افسردگی قرار می گیرند. زنان، افراد بیکار و مطلقه بیش از سایرین دچار افسردگی می شوند. بنابراین پیشگیری و درمان در این افراد باید جدی تلقی شود.

 
comment نظرات ()