اوضاع بهتر نشده، منم عین احمقا رفتار می کنم!
تلفناش دیگه شده هفته ایی 1 بار ، بهش حق می دم!
***************
پاسخ
سلامی دوباره به شما دوست عزیز
کاش عنوان می کردی که آیا تلاشی هم برای تغییر و ابراز احساسات انجام دادی یا خیر ؟
اگر تلاش کردی چگونه بوده و واکنش نامزدت چه بوده ؟
و اگر نه ، چه عواملی مانع شده ؟
آیا ازسلسه مراتب تمرینی که خدمت شما دوست خوبم عرض کردم استفاده نکردی؟
من درک میکنم اوایل ممکنه کمی برای شما مشکل باشه اما بهتره که از یک نقطه شروع کنی
به ویژه که نامزدت رو دوست داری و این مسئله اگر حل نشده باقی بمونه در زندگی مشترک می تونه
مشکل ساز باشه حال یا با ایشان یا با هر فرد دیگری!
پس تا دیر نشده شروع کن
البته من پیشنهاد می کنم به همراه نامزدت حتما به یک مشاور یا روانشناس بالینی مراجعه داشته
باشید تا با همراهی هم بتونید این مسئله رو بهتر حل کنید
اگر مطلب دیگه ای بود با همراز در میان بگذار
با آرزوی شادی و موفقیت شما همراه گرامی
نظرات ()سلام
من 20 سالمه و چند ماهی هست نامزد کردم ، نامزدم پسر خوبیه و خیلی احساساتی و خیلی خوب
احساساتشو ابراز می کنه ولی من نه!
چون من از خونواده ای هستم که اصلا این چیزها رو خوب نمی دونن و این روی من هم تاثیر گذاشته
خیلی رابطه خشکی باهاش دارم و این باعث شده اونم نسبت به من سرد بشه و الان دیگه نزدیک به
جدایی هستیم
این رابطه خشکم اصلا دست خودم نیست وقتی تلفنی با هم حرف می زنیم من حتی شاید یه جمله
هم نگم
خواستم ببینم آیا می شه این مشکلو حل کرد؟
با سلام به شما همراه عزیز متشکرم که مسئله خودت رو با همراز در میان گذاشتی دوست خوبم مسئله ای که مطرح کردی غیر قابل حل نیست و در جهت حل آن مطالبی رو خدمت شما عرض میکنم اگر شما و نامزدت به یکدیگر علاقه مندید و از جهات دیگر ( اخلاقی ، اجتماعی ، اعتقادی ، فرهنگی و خانوادگی) با یکدیگر به شناخت و تفاهم کافی رسیدید و تنها مسئله بین شما نحوه ابراز احساسات است می توان در جهت بهبود این مسئله اقدام کرد. من درک میکنم زمانی که ابراز احساسات از سوی خانواده و در تربیت خانوادگی نفی می شود ، سدی در اعضای خانواده در برابر ابراز احساسات ایجاد میشود و این سد افکاری است نظیر اینکه : ابراز احساسات امری زشت یا بچه گانه است! ابرز احساسات باعث کسرشأن است ! ابراز احساسات باعث سوء استفاده طرف مقابل می شود! ونظیر این افکار که اگر به این افکار دقت شود اکثرا غیر منطقی بوده و یا در موارد افراطی ابراز احساسات صادق است در حالیکه ابراز احساسات، وسیله ای بسیار مهم برای ایجاد محبت است و در رابطه همسران نیز بسیار سفارش شده است دوست من، پیشنهاد می کنم اگر شما و نامزدت و خانواده های دو طرف از سایر جهات با این ازدواج مشکی ندارند شما زمانی را از ایشان فرصت بخواه و با این موضوع چالش کرده و برای حل این مسئله تلاش کن همراه عزیز در ابتدا سعی کن با افکاری که مانع این ابراز احساسات می شوند مقابله کنی و سپس بتدریج شروع به ابراز احساسات بکن حتی می تونی در ابتدا این احساسات رو در خلوت خودت بیان کنی و بعد در موقعیت واقعی ابراز کنی من فکر میکنم شما نامزدت رو دوست داری و خودت نیز از اینکه نمی تونی احساساتت رو ابراز کنی ناراحت هستی و این خیلی خوبه که ریشه غیر منطقی اون رو هم میشناسی بنابراین دوست من سعی کن در ابتدا افکاری که در هنگام ابراز احساسات داری و تو رو از این کار منع می کنند رو در برگه ای بنویسی و سپس افکار منطقی تری رو جایگزینش کنی این افکار منطقی می تونه این افکار باشه که ابراز احساسات نه تنها زشت نیست بلکه باعث افزایش محبت طرفین میشه ابراز احساسات نه تنها از ارزش من کم نمی کنه و بچه گانه نیست بلکه باعث عزیز تر شدن من میشه ابراز احساسات نه تنها باعث سوء استفاده طرف مقابل من نمیشه بلکه علاقه او رو نیز به من افزایش میده و.... و سپس به تدریج شروع به تمرین کن و از نامزدت نیز بخواه به شما کمک کنه از نامزدت بپرس که چه نوع ابراز احساساتی رو دوست داره و شما نیز در همین جهت تلاش کن درک می کنم اوایل ممکنه همان افکار غیر منطقی به ذهن شما فشار بیاره و مانع بشه اما سعی کن به طور مداوم با این افکار از طریق جایگزین کردن افکار منطقی تر مقابله کنی امید دارم حتما موفق میشی و اگر بعد از این فرصت نتونستی و یا نخواستی اینگونه باشی میتونی برای جدایی تصمیم بگیری پس فعلا از نامزدت بخواه که این فرصت رو ایجاد کنه و به شما کمک کنه خودت نیز دوست عزیز به خودت فرصت بده و تلاشت رو انجام بده و مطمئن باش این موضوع می تونه به اختیار خودت باشه و تغییر کنه اگر در این مسیر نیاز شد با همراز در مکاتبه باش با آرزوی موفقیت برای شما ********************************** بخش دوم: ممنون از جوابتون دقیقا همینطوره جلو خوانوادم که اصلا نمی تونم باهاش یک کلمه حرف بزنم یااصلا اجازه نزدیک شدن به من رو نداره یعنی بهش گفتم که جلو خانوادم زیاد با من صمیمی نباش حتما می دونین چرا اعصابم برای این مشکل خیلی خورد شده و به درس و دانشگام لطمه زده من واقعا دوستش دارم اما اصلا نمی تونم این فکر مسخره رو از خودم دور کنم که اون یه پسر و من نباید بهش ابراز احساسات بکنم یا حتی مثل آدم باهاش حرف بزنم همین امروز زنگ زد و من فقط سکوت کردم و اونم همینطور بعدشم گفت خداحافظ و تلفنو قطع کرد. پاسخ سلام مجدد به شما همراه گرامی من درک میکنم تغییر رفتاری که مدت ها در شما وجود داشته و بر اساس افکاری شکل گرفته که در شما درونی شده، در ابتدا ممکنه مشکل به نظر بیاد اما اگر شما چنین نقشی رو برای خود فرض کنی که "من اصلا نمی تونم این افکار رو از خودم دور کنم" در واقع زمینه تثبیت این نقش رو در خودت فراهم کردی! بنابراین پیشنهاد می کنم روشی که در پاسخ قبل برای شما نوشتم رو امتحان کن و سعی کن این نقش رو برای خوت تغییر بدی بهتره ابتدادرتنهایی خودت این احساسات رو ابرازکنی وخودت رو بخاطربیانشون تشویق کنی نه سرزنش سپس از اس ام اس و به عبارتی بیان غیر مستقیم شروع کرده و بتدریج گسترشش بدی در ابتدا از خودت انتظار نداشته باش این ابراز احساسات رو زیاد انجام بدی چرا که نیاز به زمان داشته و بهتره به خودت فرصت بدی ضمن اینکه از نامزدت بخواه شما رو در هنگام بیان احساسات به صورت کلامی همراهی و تشویق کنند فقط فراموش نکن قدم اول باور به این موضوع است که تغییر ممکنه و شما می توانی برای شما دوست عزیز آرزوی موفقیت دارم
نظرات ()